مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

163

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 259 - 260 - عنه : القمي ، نفس المهموم ، / 65 - 66 ؛ مثله النّويري ، نهاية الإرب ، 20 / 365 - 366 وكان معاوية قد قال ليزيد لمّا أوصاه : إنّي قد كفيتك الحلّ والتّرحال ، ووطّأت لك البلاد والرّجال ، وأخضعت لك أعناق العرب ؛ وإنّي لا أتخوّف عليك أن ينازعك هذا الأمر الّذي أسّست لك إلّا أربعة نفر من قريش ، الحسين بن عليّ ، وعبد اللّه بن الزّبير ، وعبد اللّه ابن عمر ، وعبد الرّحمان بن أبي بكر ، فأمّا ابن عمر ، فرجل قد وقذته العبادة وإذا لم يبق أحد غيره بايعك ، وأمّا الحسين ، فإنّ أهل العراق لن يدعوه حتّى يخرجوه ، فإن خرج عليك فظفرت به ، فاصفح عنه ، فإنّ له رحما ماسّة ، وحقّا عظيما ، وأمّا ابن أبي بكر ، فإنّه ليست له همّة إلّا في النّساء واللّهو ، فإذا رأى أصحابه قد صنعوا شيئا صنع مثله . وأمّا

--> - زنبيل است ) . هرگاه دشمنان تو سربلند كنند وتو را نگران نمايند ، از أهل شام يارى بخواه . اگر دشمن را دچار كردند ، باز أهل شام را به محل خود برگردان ؛ زيرا اگر در بلاد ديگر أقامت كنند ، اخلاق آنها تغيير خواهد كرد . من از أهل شام بر تو بيمى ندارم ؛ زيرا آنها تا در محل خود باقي باشند ، هرگز با تو مخالفت وستيز نخواهند كرد . من فقط از چهار شخص از قريش مىترسم كه با تو مخالفت كنند واين كار ( خلافت ) را براي خود بخواهند وآنها حسين بن علي وعبد اللّه بن عمر وعبد اللّه بن زبير وعبد الرّحمان بن أبي بكر مىباشند ؛ اما فرزند عمر كه أو عبادت وپارسايى را پيشه خود نموده واگر تمام مردم با تو بيعت كنند ، أو بعد از همه وآخرين كسى خواهد بود كه با تو بيعت كند . اما حسين بن علي كه أو مردى چابك [ است ] وأهل عراق هم أو را ترك نخواهند كرد تا أو را به قيام وخروج ( ضد تو ) وأدار كنند . اگر أو قيام كرد وتو بر أو غالب شدى ، از أو گذشت واغماض كن ؛ زيرا أو خويش است وداراى يك حق بزرگ مىباشد . علاوة بر اين ، أو خويش پيغمبر است ( زاده پيغمبر ) . اما فرزند أبو بكر كه أو اگر ديد رفقاى أو ( سه مرد ديگر ) كارى كردند ، أو هم مانند آنها سرگرم همان كار مىشود وأو هيچ مرامى جز خوشگذرانى ولهو وزن‌بازى ندارد ؛ اما كسى كه مانند شير براي تو كمين خواهد نشست ومانند روباه به حيله ميپردازد ومنتظر فرصت مىشود كه هروقت بتواند قيام خواهد كرد ، أو فرزند زبير است . اگر أو اين كار را كرد ( قيام ومخالفت ) وتو بر أو غالب وپيروز شدى وأو را دستگير كردى ، أو را پاره‌پاره كن ؛ ولى تا مىتوانى خون قوم خود را مريز واز شورش بپرهيز . » در روايت عبد الرّحمان بن أبي بكر با چنين صفتي آمده ، ولى اين صحيح نيست ؛ زيرا عبد الرّحمان قبل از مرگ معاوية مرده بود . ونيز گفته شده [ كه ] يزيد در بيمارى أخير پدرش حاضر نبود ومعاوية هنگام مرگ ضحّاك بن قيس ومسلم بن عقبه مري را نزد خود خواند واين سخن را به آنها گفت واز آنها خواست وصيت خود را به يزيد ابلاغ كنند وبايد اين روايت اصحّ روايات باشد . خليلي ، ترجمه كامل ، 5 / 89 - 90