مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
138
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - معاوية هم هنگام خروج ومراجعت مردم چنين گفت : ( تمثل وانشاد كرد ) وتجلّدي للشّامتين أريهم * إنّي لريب الدّهر لا أتضعضع وإذا المنيّة أنشبت أظفارها * ألفيت كلّ تميمة لا تنفع يعنى : با صبر وخونسردى وتظاهر به ثبات ودليرى به دشمنان شماتتكننده نشان مىدهم كه من از حادثه ومكر روزگار متزلزل نمىشوم . ولى اگر مرگ پنجه وناخن خود را فروبرد ، خواهى ديد كه هيچ حرز وطلسمى ( كه بر تن مىآويزند ) سودى ندارد . أو درد سينه ونفس تنگى ( يا سل ) داشت ( مؤلف التفات نوشته واين غلط ناسخ بايد باشد . طبري نفثات نوشته وبايد اين صحيح باشد ) . چون مرگ أو نزديك شد ، گفت : « پيغمبر جامه به من خلعت داده . روزى هم پيغمبر ناخن گرفت ومن خرده ناخن پيغمبر را جمع كرده در شيشه گذاشتم . اگر بميرم ، جامهء پيغمبر را كفن من سازيد وآن خرده ناخنها را بساييد ودر چشم ودهانم بريزيد . شايد خداوند به سبب آن مرا بيامرزاد . » سپس با شعر اشهب بن زميله نهشلى تمثل كرد وگفت : إذا متّ مات الجود وانقطع النّدى * من النّاس إلّا من قليل مصرد وردت أكف السّائلين وأمسكوا * من الدّين والدّنيا بخلف مجدّد يعنى : « اگر من بميرم ، سخا وعطا مىميرد وكرم از مردم بريده مىشود . مگر يك عده كم وپراكنده . دست نيازمندان به نااميدى كوتاه مىشود واز توقع برمىگردد . درخواستكنندگان از دين ودنيا حاصلى نخواهند داشت جز يك پستان خشك بىشيرى كه مايهء اندك دارد وگاهى هم نم مىزند . » يكى از دختران أو ( كه اين شعر را شنيد ) گفت : « هرگز اى أمير المؤمنين ، خداوند از تو ( مرض را ) دور كند . » آنگاه به شعر هذلى تمثل كرد كه اگر مرگ چيره شود ، إلى آخر ( دو بيت أول كه گذشت ، از بهترين قصيدة وگرانترين سرمايهء أدب عرب مىباشد كه هذلى در رثاى ده فرزند خود كه با طاعون در ميدان جنگ مرده بودند ، گفته بود ومعاوية با دو بيت آن تمثل واستشهاد نمود ) . به خانوادهء خود گفت : « از خدا بينديشيد كه هركس از خدا نترسد ، حافظ ونگهبان نخواهد داشت ومصون نخواهد بود . » سپس مرد . وصيت هم كرد كه نيمى از دارايى أو به خزانه وبيت المال پس داده شود . انگار خواسته بود كه مال پسمانده براي أو مشروع وگوارا باشد ؛ زيرا عمر نيمى از أموال عمّال را مىگرفت ( وآنها را پاك مىكرد ) ؛ چون مرگ أو فرارسيد ، اين شعر را انشاد كرد : إن تناقش يكن نقّاشك يا ربّ * عذابا لا طوق لي بالعذاب أو تجاوز فأنت ربّ صفوح * عن مسئى ذنوبه كالتّراب يعنى : « اگر نخواهى به حساب برسى وبازرسى كنى ، محاسبه وبازخواست تو اى پروردگار يك رنج وعذاب خواهد بود ومن طاقت عذاب را ندارم واگر عفو كنى كه تو پروردگار عفوكننده هستى از بدكارى كه -