الشيخ محسن الأراكي
24
اصول فقه نوين ( فارسى )
1 ) علوم عقلى محض : يعنى علومى كه قضاياى آنها را تنها با معيارهاى عقلى مىتوان سنجيد ؛ نظير : رياضيات و منطق و فلسفهء امور عامّه و بسيارى از قضاياى علمكلام ؛ 2 ) علوم استقرايى عقلى : يعنى علومى كه مىتوان از هر دو معيار قضاياى مسلّم عقلى يا مسلّمات استقرايى ، در آن استفاده كرد ، نظير : علومطبيعى و علومانسانى از منظر غير دينى ؛ 3 ) علوم نقلى محض : يعنى علومى كه تنها با معيار نقل ، مىتوان آنها را سنجيد ، علوم ادبى از اين قبيلاند ؛ 4 ) علوم عقلى استقرايى نقلى : نظير علماصول كه هر سه نوع معيار در آن كاربرد دارد و قضاياى آن را بحسب نوع مقدّماتى كه در اثبات آنها بهكار مىرود مىتوان با يكى از اين سه معيار سنجيد ، علمفقه و علماصولفقه از اين قبيلاند ؛ علومانسانى از منظر دينى را نيز مىتوان از اين دسته علوم برشمرد . 4 . تقسيمبندىچهارم علوم : تقسيمبندى علوم به لحاظ موضوعات . در اين تقسيمبندى ، علم بهمعناى مصطلح منظور است : علم بهمعناى مصطلح : مجموعهاى از قواعد و قوانين كلّى است كه به كشف مجهول پيرامون موضوع كلّى واحد مىپردازند ؛ علم به اين معنا ، شامل فلسفهء اولى و متافيزيك نيز مىشود . و بنابراين تعريف مصطلح ، ملاك وحدت علم ، وحدت موضوع كلّى مسائل علم است . موضوع علم از نظر كلّى ، به چند نوع قابل تقسيم است : 1 ) وجود كلّى : يا به تعبيرى ديگر وجود بما هو وجود ، بدون تخصّص به هيچ نوع تخصّصى زائد بر محض معناى وجود ؛ وجود كلّى به اين معنا ، موضوع فلسفهء اولى است ؛ 2 ) وجود خاص به تخصّص مبدئى : « مبدءهستىبودن » ، نخستين تخصّصى كه در ذهن بر مفهوم وجود عارض مىشود ، تخصّص آن به مبدئيت است ، وجود خاص متخصّص به تخصّص مبدئى ، موضوع الهيات بالمعنىالأخص و كلام و عرفان است ؛ 3 ) وجود خاص متخصّص به تخصّص غير مبدئى كمّى : نظير علمرياضيات و فروع آن كه موضوعشان متخصّص به تخصّص غير مبدئى كمّى است ؛ زيرا تخصّص غير مبدئى عمدتاً ، دو نوع تخصّص است : تخصّص كمّى و تخصّص كيفى ؛ 4 ) وجود خاص متخصّص به تخصّص غير مبدئى كيفى غير ارادى : تخصّص غير مبدئى كيفى بر دو گونه است : كيفارادى و كيفغيرارادى ؛ علومطبيعى نظير : شيمى ، فيزيك ، زيستشناسى ،