الفيض الكاشاني

92

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 13 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي سلام خداى عزّوجلّ بر مستمعان موعظه باد . دنيا و آخرت امّا بعد ؛ آدمى را غير اين جهان ، جهانى است كه بازگشت او به آن جاست ، و راه آدمى به آن جهان مرگ است ، چون مُرد به آن جا مىرود . اسباب زيست آن جهان در اين جهان حاصل توان كرد و آن كردارهاى شايسته است . بلكه آدمى را به اين جهان فرستاده‌اند براى آن كه اسباب زيست آن جهان فراهم آورد و او غلط كرده و پنداشته كه مگر براى آن به اين جهان آمده كه خوشى اين جهان بچشد لاجرم به جمع اسباب خوشى و سعادت اين جهان مشغول است و چون به آن جهان رود مفلس و بى چيز باشد و اسباب زيست در آن جهان نداشته باشد . جاويد در بدبختى و بدحالى باشد . آبادسازى آخرت سبحان اللَّه ! مردمان در تابستان اسباب زمستان را فراهم مىآورند چون جزم نمىدانند كه زمستان خواهد بود ، چرا در دنيا اسباب آخرت فراهم نمىآورند چون جزم مىداند كه آخرتى خواهد بود . حكما مثلى زده‌اند حال دنيا و آخرت را گفته‌اند كه مملكتى بود كه چون سر سال شدى پادشاه كُهنه را به كَشتى نشاندندى و به ساحل بى آب و گياه بردندى و در آن جا سر دادندى و خود بازگشتندى . و صباح ديگر بر در دروازه شهر منتظر نشستندى ، اوّل كسى از غريبان كه آمدى او را بر خود پادشاه كردندى و او عادت ايشان ندانستى . باز چون سر