الفيض الكاشاني
83
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
است ايشان باشند . و اگر چه اين بر اين وجه منافى اصل ايمان نيست امّا از شركِ خفى است كه منافى كمال ايمان است . انديشه در كليات هستى و فى الحقيقة عارى است عظيم بر مؤمن كه مغلوب و مَأسُور « 1 » شهوات باشد . و نه انداخته او را به اين اسْفل ، الّا ادْمانِ « 2 » تأمّلِ در جزئيّات و اعراض از تأمّل در كليّات ، براى آن كه چون دل از كليّات فارغ شد به جزئيات مشغول مىشود و انديشههاى جزوى مبادى شهوات است و مقوّى جانب حيوانيّت . چنانچه انديشههاى كُلّى مبادى قطع شهوات است و مقوّى جانب مَلَكيّت . و آنچه در قرآن مجيد امر شده به تأمّل در آيات كما فى قوله تعالى : « إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » « 3 » * الآيةَ و فى غَيْرِها مِنَ الْايات براى همين است تا شخص ، كلّى الوجود شود و به عالم اعلى ارتفاع « 4 » كند . مثلا تأمّل كند در كار آسمان و زمين كه چنين جِرمى عظيم محيط كه جَليّاتِ « 5 » كار جهان به يك كوكب از كواكب او انتظام مىيابد ، وَ هُوَ الشَّمسُ وَ اعْرَضْنا عَن خَفِيَّاتِها ، « 6 » پيوسته در رَوِش است بى قصور و فتور . اين روش و گردش را هر آينه غايتى باشد . آيا آن غايت كه در گردش آسمان است اعَزّ و اشرف خواهد بود يا آن غايت كه در حركات دَوابِّ « 7 » ارض است در پى گياه و علف ؟ عجب كه عاقلى اين حركات جُزْئيهْ مضطربه را اعَزّ و اشرف داند از آن حركات كليّه منتظمه ، يا اين را با اين
--> ( 1 ) . مأسُور : اسير شده . ( 2 ) . ادْمانِ : پيوستگى ، عادت . ( 3 ) . ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان اين دو است به بازى ( و بىهدف ) نيافريديم . سورهء بقرهء ، آيهء 164 . ( 4 ) . م : ارتقا . ( 5 ) . جَليّاتِ : آشكارها ، روشنايىها . ( 6 ) . و آن آفتاب است و از پنهان هاى آسمان ( ساير ستارگان ) چشم مىپوشيم . ( 7 ) . دَوابِّ : جنبندگان .