الفيض الكاشاني
74
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
تفكّر در آيات خدا اى برادر ! اگر فهم اين معانى كه گفتم تو را ميسّر شود بدانى كه زمين و آسمان به منزله يك چيز است دست به هم داده و كلّ جهان به منزلهء يك چيز است مشتبك به يكديگر . همه به هم متعلق همچون آدمى واحد كه بعضى از او سر است و بعضى تن و راه از سر به تن مفتوح و مدد از سر به تن و اصل ، كما قال سبحانه : « يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها » . « 1 » * اى برادر ! و اين شناخت تو را و هر كس را كه اين شناخت بيابد مضطر سازد به اقرار به صانعى حكيم كه اين كثرت را نظام واحد بخشيده و هر چيز را به جاى خود بداشته ؛ مگر آن كسى را كه مزاج فطرتِ او بِگشته باشد و دنگ شده « كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ » . « 2 » اى برادران ! تفكّر كه يك ساعت او بهتر است از عبادت شصت سال ، چنين تفكّر است نه تفكر در ذات خداوند و نه تفكّر در عالَم مِن حيث هُوَ هُوَ ، لا مِن حيثُ انَّه آيةٌ . و چنان كه تفكّر در آيات بهتر است از عبادت شصت سال ، تفكّر در ذات بدتر است از معصيت شصت سال . و تفكّر فلاسفه در عالم نه از آن روى است كه آيهء خدائى است بلكه بر وجهى است كه صارف است از خداى ، براى آن كه تفكر ايشان جهت استخراج اسباب و علل است تا آن مقدار استشعار اجمالى كه عوام را هست از جهت إله عزّوجلّ ايشان را نيز نماند . چنانچه از زِلازل و رعد و برق ، عامه را استعشار عظمتى و تنبّهى و خشيتى لاحق شود كه
--> ( 1 ) . هر چه را كه در زمين فرو شود و هر چه را كه از زمين بيرون آيد و هر چه را كه از آسمان فرود آيد و هر چه را كه بر آسمان بالا رود ، مىداند . سورهء سبأ ، آيهء 2 . ( 2 ) . همانند آن كس كه شيطان گمراهش ساخته و حيران بر روى زمين رهايش كرده ، سورهء انعام ، آيهء 71 .