الفيض الكاشاني
55
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
دهد ، فى الحال به استغفار مشغول شوند و از آن انابت كنند . دوم : آن كه چون اخوان در مجلس « 1 » مجتمع شوند چون از وظيفه آن وقت فارغ شوند ننشينند كه سخنان شتّى گويند . و شرم دارند از بيوت عبادت كه آن را مشغول به چنان اعمال كه در بيوت عادت مىكردند دارند . فى الحال كه وظيفهء وقت به جا آوردند متفرق شوند در حوائج خويش . و اگر امرى ضرورى معيشتى باشد به آن مشغول شوند و الّا به خلوت روند و به مطالعه و كتابت و حال خود مشغول شوند . و چون فريضه عشا گذارند فىالحال با خانههاى خود روند و به مسامره « 2 » اصلًا مشغول نشوند . و در خانهها نيز تا توانند سخن دنيا نگويند كه بعد از نمازِخفتن ، سخن دنيا گفتن مكروه و ناپسنديده است . دورى از غيبت سوم : زبان از غيبت در بندند ، « رَحِمَ اللَّهُ امْرَءاً شَغَلَهُ عُيُوبُ نَفْسِه عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ » . « 3 » و بدانيد كه غيبت فاكههء اهل نار است . اگر رواست كه سالكان تفكّه به فاكهه جهنّميان كنند ؛ رواست كه اخوان غيبت مردمان كنند . آداب تلاوت قرآن چهارم : بعضى از آيندگان باز نمودن « 4 » كه در حين اشتغال به تلاوت قرآن و تفسير و حديث و غير آن ، از متلوّنات ، اخوان سخن مىگويند و در استماع تقصير مىكنند . اين طريقه بسيار زشت است بايد كه در آن چنان حين ، به نوعى متوجّه باشند كه « كأنما على رءوسهم الطير » . « 5 »
--> ( 1 ) . در حاشيهء ف : مسجد . ( 2 ) . مسامره : گفت و گو در شب . ( 3 ) . خداى رحمت كند آن كه را پرداختن به عيبهاى خودش او را از پرداختن به عيوب ديگران بازدارد . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 199 . ( 4 ) . در حاشيهء ف : نمودند . ( 5 ) . گويا بر تارك آنان پرندهاى نشسته است .