الفيض الكاشاني
389
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 125 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه و حبيبي الأمير أفضل الملّة و الدّين محمّد . خوشىِ عارفان امّا بعد ؛ هرگاه امر بر طبق مراد جارى مىشود غفلت و قساوت نتيجه مىدهد ، همان بهتر كه نامرادى و مشقّتى پيوسته باشد كه دل را رقّتى بخشد و نفس را از طغيان مانع شود . خداى تدبير كار بهتر مىداند ، اعتماد بر حسن نظر او در كارخويش مىبايد كرد و از غمى كه روى نمايد خود را در هم نمىبايد كرد ، و سخن مشهور را به عمل مىبايد آورد كه زمانى كه به خوشى توان گذرانيد به ناخوشى نمىبايد گذرانيد . امّا هر طايفهاى خوشى را در چيزى دانند ، خوشى نزد ما در ذكر خداى است عزّوجلّ و اشتغال به عبادت او . در ميان هر قصّه كه واقع است آن را دنبال بر زدن و نقداً به ذكر خداى عزّوجلّ مشغول شدن أولى است ؛ و اشتغال به ذكر و عبادت را موقوف اتمام مهمى نبايد داشت ، كه مهم دنيا اتمام ندارد . و قد صدق العارف الفاضل : در تمامى كارها چندين مكوش * جز به كارى كان بود در دين مكوش عاقبت تو رفت خواهى ناتمام * كارهايت ابتر و نانِ تو خام