الفيض الكاشاني
385
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 123 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى اخي في اللَّه الشيخ كريم الدّين محمّد أَعانَه اللَّه على أَجْرِه . نفى خواطر امّا بعد ؛ تا شخص را دل به چيزى از چيزها متعلّق است از زندگانى و لذّت و شأن و هرچه خواهى - كائناً ما كان - ذكرخداى او را صافى نمىشود . و هرگاه كه دل را مر ياد خداى مىخواهد كه متفرّغ سازد وسوسهء آن چيزها مىآيد و وقت او را از محوضتِ ذكر مانع مىشود و از صرافتِ حبّ الهى بيرون مىبرد . پس خود را و همه چيز را فدا مىبايد كرد تا مُلك ذكر اين كس را مسلّم شود . اين كلاه بىسران است اى پسر * كى دهندت تا تو مينازى به سر و اين كارى است كه جز به توفيق خداى ميسّر نگردد . چنين توفيق آن برادر و ساير اخوان را روزى باد ! ذكر ، فكر ، مراقبه با جماعت اخوان الهى صحبت دارد و گاه نيز به حال خود باشد و بداند كه اشتغال سالكان از سه بيرون نيست : ذكر و فكر و مراقبه . ذكر به زبان گفتن است و فكر به دل انديشيدن و مراقبه إطراق « 1 » قلب است در مقام جمعيت و خشوع نزد نور بسيط كه تقطيع و ترتيب نپذيرد . و اگر تواند كه نزد طلوع شمس و غروب آن به مراقبه مشغول باشد پسنديده
--> ( 1 ) . إطراق : سر فرود آوردن .