الفيض الكاشاني
380
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 120 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه و حبيبي و عوني على أمر ربّي الأمير محبّ الملّة و الحقّ و الدّين الشيخ محمّد أيّده اللَّه و سدّد . فقر ، وسيلهء تقرّب امّا بعد ؛ فقير خواهانِ دهنده باشد و غنى خواهانِ ستاننده . پس تقرّب به فقير به چيزى بايد جست و تقرّب به غنى به بىچيزى ، كه فقير را باچيز به كار آيد « 1 » كه ايشان را چيزى دهد . و خداى عزّوجلّ غنى است پس تقرّب به او به بىچيزى بايد جست ؛ پس بىچيزى و نامرادى و سختى ، وسيلهء سالكان است به سوى خداى عزّوجلّ ، از آن به تنگ نبايد آمد . مصائب دنيا اى ولىّ من ! مؤمن در دنيا مسافر است ، مسافر هرگز از مشقت خالى نباشد . گفتهاند : « الْمُؤمِنُ لايَخْلوُا مِنْ ذِلَّةٍ أَوْ قِلَّةٍ أَوْ عِلَّةٍ » « 2 » يعنى مؤمن خالى نباشد از خوارى يا تنگدستى يا مرض . اى ولىّ من ! راحت در بهشت مىبايد جست تا در دنيااند به خود مىبايد نهاد كه به سختى مبتلا باشند ، هر روز به طورى و رنگى . اى ولىّ من ! مؤمن از آن در دنيا سختى بيند تا چون در عقبى به نعيم مقيم فايز شود قدر آن داند . هركس كه در دنيا سختى بيشتر كشيده آن
--> ( 1 ) . م : و غنى را بى چيزان به كار آيد كه ايشان را چيزى دهد . ( 2 ) . مؤمن جداى از ذلّت و كاستى و بيمارى نيست . جامع السعادات ، ج 2 ، ص 378 . توضيح : البته اينذلّت در اين گفتار به معناى پستى و رذالت و خوارى نيست ؛ زيرا در روايات فراوانى اين گونه كارها از ساحت مؤمن پيراسته شده است بلكه به معناى فرودستى و دورى از رياست دنيايى است .