الفيض الكاشاني
375
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 117 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه و حبيبي الأمير عماد الملّة و الدّين جعفر . رنجِ فراق امّا بعد ؛ آدمى موجود به راستى است كه انس هستى بر سيماى او لايح است و بوى حقيقت از انفاس او فايح ، و ديگر موجودات تماثيل منصوبهاند كه روح پيدايى در ايشان از ناحيهء انسان دميده مىشود و چهرهء انسان در آينه او ديده مىشود . چگونه مفارقت از آدمى را قياس بر مفارقت ديگر چيزها توان كرد . درسخن بعضى مشايخ هست كه هرلذّت كه در بهشت هست نمودارى در جهان دارد . نمودار لذّت لقاء ، مشاهدهء اخوان است پس به آن مقدار كه لذّت لقاء فايق است بر ديگر لذّات بهشت ، لذّت مشاهده اخوان بر ديگر لذّات جهان افزون باشد . هر آينه الم مفارقت ايشان را نسبتى با الم مفارقت ديگر چيزها نتواند بود و اگر مفارقت از ديگر چيزها به تكرار ، معتاد و سهل گردد ، مفارقت ايشان به تكرار معتاد و سهل نگردد . و عارفان كه از موت اخوان و اقارب زياده متألِّم نيستند از آن است كه پيكر معنى كه انيس حقيقى آن است در آيينه بصيرت ايشان همچنان منطبع است كه گويى مفارقت نه افتاده ، بلكه آنچه از بيرون بود با درون نشست و نزديكتر شد . فَتَحَ اللَّهُ حبيبي عينَ بصيرتِك و اخَذَ بِيَدِك إلى عَوالِم اللَطائِف لِتَرى الغائِبَ حاضراً و كَأَنَّك تكون إليه ناظراً و السلام عيكم و رحمة اللَّه .