الفيض الكاشاني
361
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 110 « 1 » بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الأمير غياث الدّين محمّد أنزل اللَّه عليه السكينة . مصائب دنيا و مؤمن امّا بعد ؛ ضمان نمىتوان شد كه اگر كسى روى به خداى عزّوجلّ آورد و رسول او صلى الله عليه و آله و سلم هيچ از دنياى او يا از مال و يا از حرمت و لذّت و غير آن باكم نشود . « 2 » كيف و رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « مَنْ أَحَبَّني مِنْكُم فَلْيُعَدَّ لِلفَقْرِ تَجفافاً » « 3 » و گفته : « الْمُؤمِنُ لايَخْلُو مِنْ ذِلَّةٍ أَوْ قِلَّةٍ أَوْ عِلَّةٍ » . « 4 » اين خريد و فروختى است ، چون آخرت حاصل مىشود دنيا بايدش رفت ، جمع ميان ثمن و مثمن نمىتوان كرد . دنيابه مراد خواهى و دين درست * اين هر دو نباشد نه فلك بندهء تست غرض آن كه اخوان به خود بنهند كه چون راه خداى عزّوجلّ پيش گرفتهاند از اينها پيش خواهد آمد . چون رخ نمايد نترسند و بد دل نشوند كه اكثر مردمان صورت بينند ، چون در صورتِ شخص اندك
--> ( 1 ) . اين مكتوب در « م » نيست . ( 2 ) . با كم نشود : به كاستى نرسد . ( 3 ) . آن كه مرا دوست مىدارد بايد از فقر پوششى براى خود فراهم كند . سنن ترمذى ، ح 2273 . ( 4 ) . مؤمن جداى از ذلّت و كاستى و بيمارى نيست . جامعالسعادات ، ج 2 ، ص 378 . توضيح : البته اين ذلّت در اين گفتار به معناى پستى و رذالت و خوارى نيست زيرا در روايات فراوانى اين گونه كارها از ساحت مؤمن پيراسته شده است بلكه به معناى فرودستى و دورى از رياست دنيايى است .