الفيض الكاشاني
345
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 101 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه الأمير أفضل الملّة و الدّين محمّد . باطنِ مصائب امّا بعد : از بس كه در جهان ناامنى گرفته و هرچند آدمى چشم مىآرد و مىبرد و مأمنى نمىيابد ، بيم است كه نااميد شود و چنان پندارد كه بناى هستى بر تفرقه و غصّه است ، امّا چنين نيست . چگونه بناى امر بر مكروه باشد ؟ بناء امر بر محبوب مىبايدش بود . درعين اين پريشانى و تفرقه جمعيتى مودّع « 1 » است كه آن كس كه خداى عزّوجلّ مىخواهد به سِرِّ آن مىافتد و آن كس كه نمىخواهد او را با ظاهر كون « 2 » مىگذارد . كون را قشرى است ولُبّى ، قشر تيره و كثيف است و لبّ ، نيّر و لطيف . اولوالالباب را به لبّ آن كه باطن است راه نمايند و به آن متمتّع باشند و غير اولوالالباب را با قشر كه ظاهر است گذارند و به آن معذّب باشند ، « فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ » . « 3 » سعى مىبايد كرد كه ديده باطنبين پيدا كنند كه در نفسِ همين اوضاع و احوال كه واقع است در غايت تنعّم و حضور باشند . و هر
--> ( 1 ) . مودّع : سپرده شده . ( 2 ) . كون : هستى . ( 3 ) . در اين هنگام ديوارى ميان آنها زده مىشود كه درى دارد ، درونش رحمت است و برونش عذاب ! سورهء حديد ، آيهء 13 .