الفيض الكاشاني

339

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 98 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي و حبيبي الأمير محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمّد . در انديشهء دوزخ امّا بعد ؛ جاى آن است كه آدمى را از خوف سعير « 1 » آن افتاده باشد كه احساس به مكاره اين جهان نكند همچون كسى كه بيم از گزيدن مار داشته باشد و به فرار از آن مشغول باشد چگونه احساس به عضّ بَعُوض « 2 » كند چه ، اشدّ مكاره اين جهان در جنب آنچه روى به آدمى دارد از عذاب سعير كمتر است از عضّ بَعُوض در جنب لَدْغ حيّه . « 3 » و به خداى كه عذاب سعير حق است و آدمى در مضيقى خواهد افتاد كه از تنگى آن نفس نتواند كشيد و حالتى چند او را پيش خواهد آمد كه انديشه و گمان او هرگز به آن نرسيده . هان ! آدمى ! انديشه خود كن كه اين عذاب تو را مىبايد كشيد ، اوجاع و مصائب و محنت ها و الم ها كه خداى عزّوجلّ در اين جهان آفريده براى آن آفريده تا نمودارى باشد شخص را از آنچه در آن جهان آماده است براى مجرمان ، و لذّات و طيّبات كه خداى عزّوجلّ در اين جهان آفريد براى آن آفريده تا نمودارى باشد شخص را از آنچه در آن جهان

--> ( 1 ) . سعير : جهنم . ( 2 ) . عضّ بَعُوض : گزيدن پشه . ( 3 ) . لدغ حيّه : گزيدن مار .