الفيض الكاشاني

320

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

تا مقام تمكين و تا حق عزّوجلّ از آنان كه اهل عنايت‌اند از سالكان نداند كه نفس ايشان در موافقت حق چنان ثابت و راسخ شده كه انكشاف مزاحمت اضداد موجب زوال آن حال نيست ، مزاحمت اضداد انكشاف نفرمايد و ابتلاء به ايشان باقى گذارد . و مصداق اين معانى است آن كه به حسب استقرا هر چند نگاه كنند چنين بوده كه سالكان سلف و خلف همه در اوّل احوال به مقاومت اضداد مبتلا بوده‌اند و جز در اواخر حال كه محل استقامت و تمكين است آن از ايشان منكشف نشده الّا ما شاء اللَّه . حكمت دشمنىها با سالك غرض از اين شرح ، تبصره اخوان است تا حكمت خدا عزّوجلّ در تربيت سالكان بدانند و در كار خويش اميدوار باشند و گماشتن اضداد بر سالك براى اين است كه سالك را شبيه دَلالى « 1 » عارض مىشود ، كَانَّ كه به آن سلوك او را منّتى ثابت است و طمع و ثنا و حمدى دارد . خداى تعالى مردمان را بر او معوج مىسازد تا آن طور سبب انكار او سازند چه جاى آن كه آن را به ثنا و حمد مقابل دارند . هر آينه طمعى كه او را بود و عُجب و دلالى كه نفس را روى مىنمود مطلقا بر طرف مىشود و نفس در مقام عجز و مسكنت مىافتد و دل در خلاص « 2 » و اخلاص سرخ روى برمىآيد ، چه درستى دل درشكست نفس است . خلق را با تو از آن بدخو كند * تا تو را ناچار رو آن سو كند جز آن كه مذكور شد خداى را عزّوجلّ در گماشتن اضداد بر سالك حكمت‌هاست ، حاليا به همان كه مذكور شد قناعت رود كه در آن كفايت مستبصر است و تسليه سالك صادق . و لاحول و لا قوَّة الَّا باللَّه و هو حسبنا و نعم الوكيل .

--> ( 1 ) . دَلال : ناز . ( 2 ) . خِلاص : ناب . خَلاص : رهايى .