الفيض الكاشاني
304
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
هركس كه آمد و نفعى از او به بندگان خدا نرسيد و اثرى از او در عالم باقى نماند بلكه در خود آمد و در خود رفت ، نيامد و نرفت . نمىبيند كه حضرت موسى عليه السلام غبطه مىبرد بر پيغمبر ما ، « أبْكي لِانَّ غُلاماً بُعِثَ بَعْدي يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أمَّتِه أَكْثَرَ مِمَّا يَدْخُلُها مِنْ أُمَتي » . « 1 » انبياء افضل خلقاند كه هيچ كس ابسط وجوداً و اكثر خيراً و ابقى اثراً « 2 » از ايشان نيست ، بعد از آن مرشدان كامل ، بعد از آن در اين معنى پادشاهان عادل ، بعد از آن مالداران باذل . و بعزة اللَّه تعالى كه در اين ساعت هيچ چيز نزد اين كمينه احب از آن نمىافتد كه مرا قدرت باشد اعانت مظلومى كنم يا مال باشد صرف محتاجى كنم يا بناء رباطى يا مثل آن ، يا نشاط باشد و به تن خويشتن به خدمت بندهء خدا اشتغال نمايم ؛ و اگر توانم كه كسى را از معصيت به توبه خوانم يا از جهل به علم آورم يا از كسالت به طاعت كشم . قدر و قيمت اين عمل با خود نمىتوانم انديشيد . و جماعت اولياء كاملين كه ظاهراً به ارشاد اشتغال ندارند از ابدال و اقطاب و اولياء ، باطناً به اصلاح خلق مشغولند و تمام امور ربع مسكون « 3 » را در حيّز ضبط مىآورند چه جاى جمعى خاص ؛ و همگى انتظام عالم از بركات و آثار ايشان است . و گروهى كه ظاهراً و باطناً به ارشاد و اصلاح خلق مشغول نبودهاند بنا بر آن بوده كه جمع ميان صلاح و اصلاح ميّسر نداشتهاند . و أبدال و مرشدانِ با كمال از ايشان افضلاند
--> ( 1 ) . مىگريم زيرا جوانى پس از من برانگيخته شود كه از پيروان او بيش از پيروان من به بهشت داخلمىشوند . صحيح بخارى ، ح 3598 . ( 2 ) . وجودى گستردهتر و خيرى فراوانتر و اثرى جاويدانتر . ( 3 ) . رُبع مسكون : يك چهارم قابل سكونت زمين .