الفيض الكاشاني

298

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

الناسُ فى شَأنٍ وَ هُم فى شَأنٍ آخر . « 1 » كار پاكان را قياس از خود مگير * گرچه ماند در كتابت شير ، شير فرق عارف و عامى معروف كرخى را رحمهم الله طعام هاى خوب بردندى و خوردى . با وى گفتند : برادرت بُشر حافى از اين ها نمىخورد . فرمود : برادرم بُشر او را ورع بسته و مرا معرفت گشاده ، بعد از آن فرمود : نيستم مگر مهمانى در خانهء خداوندِ خويش اگر مرا طعام دهد خورم و اگر گرسنه دارد صبر كنم ؛ مرا با اعتراض و تميز چه كار ؟ در ظاهر امر معروف كرخى مشابه لوت‌خواران اهل طبع بود . هيهات ! « إِنَّما الْأعَمالُ بِالْنياتِ » « 2 » عذر اين جمله خواسته و نموده كه روح عمل نيت است و مدار بر آن است و از اين جا فرمود يحيى بن معاذ الرّازى رحمهم الله : « طَلَبُ الْعاقِلِ الْدُنيا أَحْسَنْ مِنْ تَرْكِ الْجاهِلِ لَها » . « 3 » عاقل اگر دنيا جويد براى انقياد حكمت الهى باشد و جاهل اگر ترك كند براى نادانى باشد نه به مراعات وظيفهء حكمت خداوند سبحانه ، يا از براى شهرت يا براى كسالت و بطالت و خود نداند . گر بكاوى كوشش اهل مجاز * تو به تو گنده بود همچون پياز عاقلان را يك ز ديگر نغزتر * هر يكى زان دگر با مغزتر اين خود رفت . در جايى ديدم كه اين دعا نوشته بود و فضيلت آن ذكر كرده ، بسيارم از آن دعا خوش آمد : « سُبْحانَ الّذي في السَماءِ عَرْشُهُ ، سُبْحانَ الّذي في الأرْضِ أَمْرُه ، سُبْحانَ الّذي في البَرِّ طَريقُهُ ، سُبْحانَ الّذي في الْبَحْرِ سَبيلُهُ ، سُبْحان الّذي في الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ ، سُبْحانَ الّذي في النَّارِ عَذابُهُ ، سُبْحانَ

--> ( 1 ) . مردمان مىپندارند كه عارفان با كائنات سروكارى دارند . هرگز ! مردم در كارى هستند و عارفان در كارى ديگر . ( 2 ) . به راستى كه كارها بسته به نيّت هاست . وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 48 . ( 3 ) . خردمند دنيا را بخواهد ، نيك‌تر از آن است كه جاهل آن را رها كند .