الفيض الكاشاني

249

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

خارج از ذات او باز نبسته . چون چنين است خردمند بايد كه متابعت احكام كند تا سلطان دل او آشكارا گردد و به نورِ باقى رسد و قيام به ذات خويش حاصل كند . و واى بر آن كس كه روشنائى او به چراغ نفس باشد ، آن دم كه مدد آن چراغ به مرگ بالكليّه منقطع گردد هر حزن و كآبت كه او را اين دم براى قلّت مددكار روى نمايد آن دم به يك بار مجموعه بر او فرود آيد . طلوع نور دل اى اخوان ! دست از سلوك راه دل مداريد كه چون تباشيرِ صبحِ ظهورِ دل طلوع كند ، آن روى نمايد شما را از سرور كه ملوك بر سُرُر آن را نيافته باشند ، كه « 1 » در دنيا روى ننمايد در آخرت اين در بگشايد . غم مخوريد اى اخوان ، سالك چون كارِ آخرت كند و آخرت خود را آبادان كند ، به ناچار در دنياى او قصور پديد آيد و ويرانى روى نمايد هر آينه او را تعجيل رفتن به آخرت باشد براى آن كه از ويرانى به آبادانى مىرود . و مُعرِض ، چون كارِ دنيا كند و دنياى خويش را آبادان كند به ناچار در آخرت او قصور پديد آيد و ويرانى روى نمايد هر آينه او را ترس از رفتن به آخرت باشد براى آن كه از آبادانى به ويرانى مىرود . و يكسان نيست كسى كه مرگ بر او فرود آيد و او را تعجيل مرگ بوده باشد با كسى كه مرگ به او فرود آيد و او از مرگ ترسان و هراسان بوده باشد . « مَنْ أَحَبَّ لِقاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقاءَهُ وَ مَنْ كَرِهَ لِقاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقاءَهُ » . « 2 » و چون خداى عزّوجلّ لقاء كسى را مكروه دارد چون به خداى رسد

--> ( 1 ) . م 4278 : كه اگر ( 2 ) . هر كه ديدار خدا را دوست دارد خداى نيز ديدار او را دوست دارد و هر كس از ديدار خداىناخشنود باشد خدا نيز ار ديدار او نا خشنود است . كافى ، ج 3 ، ص 134 .