الفيض الكاشاني

233

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

بنده بايد كه غير خداوند خود را نشناسد . همه او را داند و هرچه روى به او نهاد چُست در خداى گريزد ، كما قال المالك سبحانه : « أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ » ، « 1 » كه خداوند تعالى زبان همه چيز داند و جزاى همه چيز در كنار او تواند نهاد ، آن چيز را به خدا بايد گذارد و او در ذكر خداى عزّوجلّ آويزد و در پناه او گريزد . و عارف مستبصر بينادل را اين حال است خواه شير ژيان و اژدهاى دمان روى به او نهد و خواه مورچه ضعيف و پشه نحيف آهنگ او كند كه در هر دو يكسان بود . و التجاى به خداى عزّوجلّ بَرَد تا كه شرّ آن از او صرف كند . و اگر به ظاهر حركتى كند و تدبيرى انديشد براى اتباع سنّت و مراعات حكمت باشد و الّا تعلّق دل و اعتماد سرّ او جز به وكيل تعالى شأنه نباشد . دلِ مردان خدا و آنچه خداى عزّوجلّ در دل اولياى خود نهاده از طمأنينت به ذكر و اعتماد به نصر او و انشراح به فضل او ، آن گل و لاله در دل ايشان دمانيده كه بَساتين ملوك آن را به خواب نديده . پس فرق باشد ميان آن كس كه او را بستان در دل باشد و آن كس كه او را بستان در گِل باشد . و اگر يك ذرّه از آن حال از ايشان به وام گيرند كه در عوض آن اسباب اعظم مُلكى از ملوك ايشان را دهند سر به آن فرو نياورند . بنگر كه چه انعام و احسان خداى عزّوجلّ با ايشان كرده كه مُلك اعظم ملكى با ذرّه‌اى از آن برابرى نمىكند . لاجرم « الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » « 2 » ايشان باشند و خلايق در صلوة ، هدايت صراط ايشان طلبند . به خداى كه اگر ملوك از آن نور و سُرور كه

--> ( 1 ) . غير ما را تكيه‌گاه خود قرار ندهيد ! اى فرزندان كسانى كه با نوح ( بر كشتى ) سوار كرديم ! سورهءاسراء ، آيهء 2 و 3 . ( 2 ) . آنان كه نعمتشان بخشيدى . سورهء حمد ، آيهء 7 .