الفيض الكاشاني

22

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

عبداللَّه قطب در نامه‌اى ( م ج 349 ) به روشنى انگيزهء خود از بنياد اخوان آباد و هجرت از شهر را اين گونه مىنويسد : مَثَل ما مَثل اصحاب كهف است ، جماعتى برادران يك دل و متفّق بودند . به طور مردم به سر نمىتوانستند بُرد ، از ايشان كناره كردند كه قوم ايشان شرك جلى داشتند . . . اكنون ما نيز جماعتى برادرانيم كه با يكديگر پيمان بسته‌ايم به دوستىِ دوستانِ خدا و دشمنىِ دشمنانِ او و احياى سنّت رسول اللَّه ، مَبَلَغَ العِلْمِ و الطّاقة ، و مىخواهيم كه از مردمان گوشه گيريم و به عبادت خداى عزّوجلّ مشغول شويم تا آن روز كه بميريم كار با كس نداريم ، مردمان را نيز بايد كار با كار ما نباشد . . . اى جماعت فسّاق شما را مژده كه زود است كه اخوان به اخوان آباد مىروند و هفته هفته بلكه ماه ماه ، روى شما را نمىبينند . . . آن گاه شهر براى شما خالى مىشود از آن پس از شما كه به چنگ و چغانه و دف و ترانه شراب مستانه خوريد و پردهء شريعت هر چه توانيد دريد . از چنگ ما رهيديد اما از چنگ خداى عزّوجلّ رهايى نداريد مگر آن كه توبه كنيد . . . عبداللَّه خود در اخوان آباد ، ساكن نبوده است ( م ج 192 ، 203 ) بلكه سال‌ها در شيراز ( م خ 16 ) و جهرم ( م ج 193 ) و مدت زمانى را در نزديكى جهرم روزگار گذرانده است ( م ج 348 ) ، ولى به كمك نامه و نيز انتصاب شاگردان خود به اداره امور اخوان آباد مىپرداخته است . در نامه‌اى كه پس از پايان ساخت شهرك نوشته است ، وظايف كلّى ساكنان آن جا را مشخص مىكند ( م ج 197 ) و در نامه‌هايى پراكنده نيز نام سه تن از كارگزاران اخوان آباد : عماد الدين جعفر ، ركن الدين حسن ، غياث الدين محمّد را با اشاره به مسئوليت‌هاى آنان مىبرد . « شيخ الإخوان » لقب كسى است كه مسئوليت ادارهء امور مريدان و تنظيم جلسه‌هاى ذكر و مطالعه را به عهده داشته است ( م خ 2 ) . « وكيل الإخوان » به كسى مىگفته‌اند كه مسئوليت امور مالى و دخل و خرج ساكنان آن جا را عهده دار بوده است ( م ج 52 ، م خ 2 ) و « سيّد الإخوان » لقب كسى است كه گويا سِمَت جانشينى قطب را داشته است ( م ج 192 ، 203 ) . همهء پيروان قطب داراى القاب طريقتى هستند كه وى در نامه‌هايش با ذكر آن القاب از آنان