الفيض الكاشاني
214
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
واعظى بگذشت سخن او در او اثر كرد و ترك دنيا بكرد و به زهد و رياضت مشغول شد تا يكى از اولياى حق شد . شايد كه او بسيار موعظه و حكمت شنيده باشد امّا نجات و بيدارى او در اين كلمه بسته بود . با عبداللَّه مبارك گفتند : تا كى تو در طلب حديث و علمى ؟ گفت : نمىدانم ، شايد كه آن سخن كه رستگارى من در آن است هنوز نشنيده باشم . و عالِم و غير عالِم همه بايد كه در مجلس وعظ و علم حاضر شوند . عمربن عبدالعزيز با وفور علم و جلالت شأن بعد از نماز در مجلس واعظ عامه نشستى و دست به دعا برداشتى . غير عالم براى تعليم نشيند و عالم براى تذكّر . آداب مجلس تعليم و تعلّم و انْسَبْ وقتى كه اخوان اين اجتماع در آن كنند بعد از اداى فريضه پيشين است ، براى آن كه اوّل روز وقت اشتغال به مهمّات است ، شايد كه به حضور دل نتوانند نشست و از كارها بازمانند . و بعد از پسين چون موصول است به شام كه وقت احيا و تلاوت است ، اگر در آن وقت مشغول شوند از پسين تا خفتن على الاتصال اشتغال به ذكر لازم مىآيد بىفرجه و مظنّهء ملامت و سآمت « 1 » شايد باشد . اگر وليّم مولانا شمس الدّين محمّد و امير مرشد الدّين عبدالسّلام متصدّى تعليم و تعلّم شوند و ديگران استماع نمايند پسنديده مىنمايد و اگر مقرؤ « 2 » ، تفسير قاضى « 3 » باشد ، نيكو باشد و بايد كه مخلوط به احاديث و حكايات صالحين گذرد ، مقرون به تحقيقات و تدقيقات علميّه ، چنانچه مركّب باشد از وعظ و درس . و ساير اهل علم از اخوان
--> ( 1 ) . سآمت : ملال و خستگى . ( 2 ) . مقرؤ : خوانده شده . ( 3 ) . مقصود تفسير « انوار التنزيل و اسرار التأويل » نوشتهء قاضى عبد اللَّه بن عمر بيضاوى ( متوفاى قرن هفتم ) از علماى اهل سنت است .