الفيض الكاشاني
199
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 48 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه مولانا مجد الملّة و الدّين سلاماللَّه ، تولّاهاللَّه تعالى بما يتولّى به عباده الصّالحين . انديشه در حقيقت حيات امّا بعد ؛ آدمى گرم انديشهء كارهاست كه مبنى بر حيات است و در انديشه نفس حيات اصلا نيست . گويى كه آن امرى مقرّر است و عجبتر آن كه نا مقرّرتر همه چيز حيات است . اى ديدهور ! پاى بست محكم بايد ساخت كه بعد از آن ديوار و سقف بر آن نهند . تمام كار و بار جهان مبنى بر زندگى است . اوّلًا امر حيات خود مقرر كن و قاعده زندگى استوار ساز تا از مرگ ايمن باشى ، بعد از آن بناى كارها بر آن نِه و اگر گويد كه اين قاعده را چگونه استوار سازم كه استوارپذير نيست ؟ پس گوييم : اين جا خانه مساز و بر شفا جرفهار « 1 » بنيان تأسيس مكن . تقوى و رضوان خداى بجوى و بناى كار بر آن نِه كه آن اصلى اصيل و استوار است . هر چه كنى براى وجه خدا كن كه باقى است ، « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ » . « 2 » امير جعفر گُلبار - الحقه اللَّه بالابرار - ديدى كه در مضمار امانى « 3 » چه اسب ها تاخت و هر گوشه طاق و رواقى مىساخت ، كجا شد آن چُستى
--> ( 1 ) . شفا جرفهار : كناره رودخانه زير تهى . ( 2 ) . و ذات پروردگار صاحب جلالت و اكرام توست كه باقى مىماند . سورهء الرحمن ، آيهء 26 و 27 . ( 3 ) . مضمار امانى : ميدان آرزوها .