الفيض الكاشاني
194
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
بياميزد چنانچه وى را تكلّفى نبايد كرد براى ذكر ، بلكه وجود او وجود ذكر باشد . و چون چنين شد نشان ولايت بر او باشد ، كه گفتهاند : ولىّ آن است كه ديدن او خداى را با ياد دهد ، براى آن كه چون ذكر به وجود او قايم شد تمام حركات و سكنات او ثمرهء ذكر است . يعنى هر چه مىكند براى خدا مىكند و هر چه مىدهد براى خدا مىدهد و هر چه مىستناد براى خدا مىستاند و هر چه مىگويد براى خدا مىگويد و از خدا مىگويد و به خدا مىگويد . براى آن كه حول و قوّة خود در ميان نمىبيند . و چون نيّت الهى او را در همه كارى حاضر مىشود ، همه كار او ذكر است . خواب او ذكر است ، بيدارى او ذكر است ، سخن گفتن او ذكر است ، خاموش بودن او ذكر است ، ذكر او ذكر است ، نسيان او ذكر است ، كلِّ شأن او ذكر است ، و هستى او ذكر است ، و در ذكر است و از ذكر است و بر ذكر است . لا إله الا اللَّه ، پاكا خدائى كه چنين پاكان ، پاك كردهء اويند . نقوش اكوان از لوح سينه ايشان زدوده و محبّت اين و آن از دل ايشان ربوده . پاكند و از براى پاك يكتااند . اللَّه سبحانه از بركات اين پاكان فيضى و نصيبى وليّم را كرامت كناد ! إِنَّه بصيرٌ بالعباد و لاحول و لاقوة إلّاباللَّه العليّ العظيم و نَختِم بالصّلوة على محمّد و آله و أولاده أجمعين .