الفيض الكاشاني

191

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

خداى ، سَلامٌ عَلى ذِكرِهِم وَ رحمة اللَّه و بركاته ، و آن از راه مدد دينى باشد نه از راه فكر دنيوى كه مردمان را براى عزيزان خود مىباشد . و اى آن كس كه تو را شصت سال عمر است تو را پنج سال مانده . پنج سال به چه حساب است . ساعت به ساعت تو را فزع فريشته مرگ به گوش مىرسد و انديشه كفن و كافور تو را اولى است از انديشه مِلك و مال . كارت نزديك شده ، دل حاضر دار ! و كلمه را تكرار مىكن ! به پنج سال نگويى تا خود چيست ، تا چشم بر هم زده‌اى گذشته . اگر چه ذكر مرگ تلخ است امّا چه كنم چون اين تلخى واقع است و به تغافل و تجاهل از سر ما باز نمىشود . هم آن را ياد كن ! مگر دل بيدار شود و به كار سازى آن مشغول شود اولى است . اى كه پنجاه رفت و در خوابى * مگر اين پنج روزه دريابى و به اين خطاب‌ها كه در اين نامه كرده‌ام شخصى معين را نمىخواهم ، اين خطاب عام است با همهء بنى آدم و اين نامه‌اى است به همهء پسران نوشته شده . هر كس از فرزندان آدم حساب خود را از اين جا بردارد و صرف وقت خود بر مقدار عمر خود اندازد . و همه اين تقديرات كه در اين جا كرده‌ام اقصى عمر است به حسب الاكثر ، و او داند كه مرگ فردا و پس فردا نيز در حساب است « فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » . « 1 » * زيرك باشد كه مدار كار خود را بر احوط نهد . اگر جزم بداند كه فردا خواهد مُرد ، امروز چه كار خواهد ، امروز همان كار كند ، شايد كه فردا آن باشد « 2 » كه « الْكَيِّسُ مَنْ دانَ

--> ( 1 ) . و هنگامى كه سرآمد آن‌ها فرا رسد ، نه ساعتى از آن تأخير مىكنند ، و نه بر آن پيشى مىگيرند . سورهءاعراف ، آيهء 34 . ( 2 ) . م : چه كار خواهد كرد . كه فردا آن فردا باشد .