الفيض الكاشاني

18

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

على عليه السلام يا فرزندان او چونان امام صادق عليه السلام بازگشوده‌اند ، ولى به هر روى عرفانِ ناب هيچ گاه با عرفان ريايى و تصوّف ساختگى سر سازگار نداشته و راهِ اين دو از هم قابل بازشناسى است ؛ البته براى آن كه خود خواهد و خداى نيز ديدگان او را تيز نمايد . سال‌هاى پايانى سدهء چهارم هجرى و سال‌هاى آغازين سدهء پنجم ، دوران ظهور اولين آثار عرفان اسلامى به زبان فارسى است . رسالهء « نور العلوم » منسوب به ابوالحسن خرقانى ( م 425 ق ) و رساله « نورالمريدين » معروف به « شرح تعرّف » از ابوابراهيم مستملى بخارى ( م 434 ق ) ، نيز سخنان و حالات ابو سعيد ابوالخير ( م 440 ق ) كه در اواخر قرن ششم توسط نبيرهء او محمّد بن منوّر با نام « اسرار التوحيد » مدوّن گرديده است ، از كهن‌ترين منابع عرفان و تصوّف به زبان پارسى است . « رساله قشيريه » كه اصل آن به عربى توسط ابوالقاسم قشيرى در سال 437 ق نوشته شده است و سپس در سال‌هاى پس از آن به دست يكى از شاگردان او به نام خواجه ابو على عثمان به فارسى برگردانده شده است ، نيز از قديمىترين آثار عرفان فارسى است . « كشف المحجوب » هُجويرى ( م 465 ق ) و آثار فارسى خواجه عبداللَّه انصارى ( م 481 ق ) - مانند « مناجات نامه » ، « زاد العارفين » ، . . . - نيز آثار احمد غزالى ( م 520 ق ) - چون « سوانح العشاق » ، « بحر الحقيقه » - و مكتوباتِ عين القضاة همدانى ( م 525 ق ) - مانند « يزدان شناخت » و « تمهيدات » - و آثار فارسى شيخ روزبهان بقْلى ( م 606 ق ) - مانند « عبهر العاشقين » ، « شرح شطحيّات » - و نيز « تذكرة الاولياء » شيخ عطّار ( زنده به سال 628 ق ) از ديگر متون عرفان به نثر فارسى است . پارسى نويسى در حوزهء عرفان و تصوّف ادامه يافت تا به شكوفايى آثار شاخصى چون « المعارف » از بهاء ولد در قرن هفتم و « مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه » از عزّالدين محمود كاشانى ( م 735 ق ) در قرن هشتم و « نفحات الانس » و « لوايح » و « اشعة اللمعات » از عبدالرحمن جامى ( م 898 ق ) در قرن نهم و فراوان آثار ديگر در سده‌هاى پس از آن تا روزگار معاصر رسيد كه اكنون بر سر شمارش آن‌ها نيستيم . در آميختگى رگه‌هاى پيدا و پنهان عرفان با تصوّفِ بيگانه از شريعت نبوى - همان گونه كه در پيش گفتيم - در بين آثار به جاى مانده از گذشتگان نيز به