الفيض الكاشاني
178
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 42 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي يثنى التّذكرة ، إِلى وليّي و حبيبي الأمير محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمّد حلّاه اللَّه بكرامات الأبرار . ريشهء غضب امّا بعد ؛ شكايت از نفس كرده بودند كه بيم مىدهد و ايضاً چون مردم مال مىبرند و ناراستى مىكنند ، غضب مستولى مىگردد و دوم از اوّل مىخيزد براى آن كه چون نفس را اهتمام به وجود مال هست ، كسى كه او را از وى انتزاع مىكند ناخوشش مىآيد و منزجز مىشود . چه اگر كسى به ناراستى خاك و خاشاك ، ضرباً للمثل چيزى كه او را به وجود آن اهتمام نباشد از وى برد ، غضب غالب نمىشود . و اهتمام نفس به وجود مال براى آن است كه دفع مكاره و نيل مطالب ، منوط و مربوط به مال مىداند و او را بر مكاره از مطالب صبر نيست و او در اين هر دو مُخطئ است ، امّا در اوّل ، براى آن كه خدا قادر است بر همه چيز و اسباب و شروط در آن حضرت نيست و اگر خداى خواهد ، تواند كه با وجود بى چيزى و وجود آن چيزهايى كه مردمان آن را محن و مصايب مىشمرند ، شخص را آسوده و آزاد بدارد . و خدا را پيكرهاى انوار هست كه چون خواهد دل مؤمن را بگشايد بى چيز ، آن را بر آن جلوه دهد و دل او را بگشايد و آن كس كه تواند كه مرده را در گور ، در روح و سرور دارد ، زنده را در روى زمين به طريق اولى تواند كه چنان بدارد . پس مدار بر خواهش خداى است عزّوجلّ نه بر مال و بود و نابود آن .