الفيض الكاشاني
135
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
ملك در سجده آدم زمين بوس تو نيت كرد * كه در حسن تو چيزى ديد بيش از طور انسانى تولّدى ديگر و آن حقيقت در طىّ بشريّت چنان ترتيب يابد كه جوجه در بيضه ، تا آن زمان كه وقت ولادتش رسد و جوجه صفت از بيضهء بشريّت بيرون آيد و به سوى سماء حقيقت پرواز كند ، و اين را ولادت ثانيه گويند . چنانچه عيسى عليه السلام فرمود : « لَنْ يَلِجَ مَلَكُوت السَّمواتِ مَنْ لَمْ يُولد مَرَّتينِ » . « 1 » و باب آسمان جز بر چنين كس نگشايند ، كه سماوى شدهاند . امّا آنان كه در پايهء بشريّت ماندهاند و از كثافت ارضيّت خلاص نشده كه « وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ » « 2 » جاى ايشان در سجّين و اسفل سافلين است و صعود به سما ايشان را ميسّر نيست . « لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ » . « 3 » ايمان و ذكر اى برادر ! مادهء انعقاد آن ، حقيقت ايمان است و غذاى او ذكر خداى عزّوجلّ . ذكر خداى بسيار كن و بكوش تا مُرغت را بال و پر برويد و به شجرهء جنّت بر آيى كه « نَسَمَةُ المؤمنِ طائرٌ تَعَلَّقَ في الجَنَّهِ » « 4 » چه بى بال و پر آن جا نتوان پرواز كرد . هر كس كه بى پر و بال است در غصّه و و بال است و او را از مضيق ارض به سعت سماوات خروج محال است . بكوش و مياساى كه زود است كه نيكوكاران از خود شاكر باشند و بدكرداران از خود ناخشنود ، امّا چه سود از اين سخن . چون توانستم ندانستم چه سود * چون بدانستم توانستم نبود اگر كسى پرسد كه انسان اسمى است نوعى ، پس انسانيّت مر آنچه
--> ( 1 ) . هرگز به ملكوت آسمان راه نيابد كسى كه دو بار تولد نيافته باشد . ( 2 ) . ولى او در زمين بماند و از پى هواى خويش رفت . سورهء اعراف ، آيهء 176 . ( 3 ) . درهاى آسمان را برايشان نمىگشايند و در بهشت درنمىآيند . سورهء اعراف ، آيهء 40 . ( 4 ) . روح مومن پرندهاى است كه بر درخت بهشت آويزان است . مسند احمد ، ح 15218 .