الفيض الكاشاني
120
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 22 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم إِلى وليّي في اللَّه شيخنا جلال الملّة و الدّين محمود ، تولّاه اللَّه تعالى بما يتولّى به عباده الصّالحين . برترين مَسكن امّا بعد ؛ محلّ فيض الهى جوهر انسان است . هر آينه هر جا كه انسان بيشتر باشد وجوه فيض بيشتر باشد . از اين جهت امصار به وطن اولى است از قُرى ، و قُرى به توطّن اولى است از بوادى . جز آن كه انسان براى نباهتِ « 1 » جوهر ، محسود است ، و توجّه نفوس حاسدهء شيطانيّه به افساد حال او زياده است از توجّه ايشان به إفساد حال غير او ، و ترصّد فساد در او بيش است كه در غير او ، پس از همان جا كه انفَس است ، اخسّ است . و نظر به اين هر جا كه آدمى كمتر باشد ، بهتر باشد . پس سكون در بوادى بهتر باشد كه در قرى ، و سكون در قرى بهتر باشد كه در امصار . اكنون چون جهتين متعارض است حاجت به تميز و ترجيح ثابت است . پس اگر مخايل فساد ظاهر باشد ، مايل به قلّت بايد بود ، و آن جا كه مخايل صحّت غالب است مايل به كثرت . و الحمدللَّه كه در اخوان آباد الهى ، مخايل صحّت اعتقاد و سداد عمل ظاهرتر است پس كثرت آن جا بهتر است از قلّتِ جائى ديگر ، اگر چه قلّت آن جا بهتر است از
--> ( 1 ) . نباهت : بزرگوارى .