الفيض الكاشاني
115
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
تخلّق به اخلاق الهى اى ولىّ ! رشيد آن كس است كه كار خود كند و به مصلحت خود باز رسد ؛ و چون من در نگريستم مصالح آدمى بسيار ديدم و مرا به يك يك آن باز رسيدن دشوار بود . چنينم نمود كه يك كار برگزينم كه متضمّن همهء كارها باشد ، اگر چنين كار باشد . چون در نگريستم چنين كار بود و آن تقّرب و تودّد به اخلاق مقتدر است كه بالغُ امرِه است . دست به آن يك كار گرفتم و آن يك كار به جدّ مىكنم و چون آن كار به تقديم رسانيدم ، فارغ البال و مطمئن خاطرم و هيچ غم و اندوهِ كارى ديگر ندارم . چه مىدانم كه خلّاق مقتدر به همه كار من باز مىرسد اكنون خواب امن مىكنم . امّا چنين خواب پى بيدارى ميسّر نباشد براى آن كه خلّاق مقتدر آن گاه به كلّ كار من رسد كه كلّ من در كار او باشد و روز و شبِ خود همه در كار او كنم و هيچ نزد خلّاق مقتدر دوستتر از ذكر او نيافتم ، چه او را حاجتى ثابت نيست كه به گذاردن آن تقرّب به او جويم . امّا به دوستى خود ، ذكر خود را دوست دارد لاجرم فرمود : « أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي » . « 1 » ذكر و ياد خدا و شب هنگام كه ملوك از تدبير مملكت و كار پادشاهى باز پردازند ، با خود پردازند و احباب خود . مَلك الملوك - تعالى و تقدّس - احد و صمد است و او را كفو و همتا نيست . محبوب « 2 » او جز ذكر او نيست ، و چون شب درآيد فصلى از ذكر برآريم . پس زيبا ثناى ترتيب دهم فراخور خود ، در حضرت كبريا عرضه دارم و دانم كه خداوند من شكور است . امروز كه به حكمت روز من ساخته ، چون چنين خدمت
--> ( 1 ) . و تا مرا ياد كنى نماز بگزار . سورهء طه ، آيهء 14 . ( 2 ) . م : محبوب جز ذكر او نيست .