الشيخ البهائي العاملي

21

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )

فصل فى الترغيب فى حفظ اللسان الذى هو من احسن الصفات الانسان نان و حلوا چيست قيل و قال تو * وين زبان پردازى بيحال تو گوش بگشا ، لب فرو بند از مقال * هفته هفته ، ماه ماه و سال سال صمت عادت كن كه از يك گفتنك * مىشود تاراج « 1 » اين تحت الحنك ايخوش آنكو رفت در حصن سكوت * بسته دل در ياد حى لا يموت رو نشين خاموش چندان اى فلان * كه فراموشت شود نطق و بيان خامشى باشد نشان اهل حال * گر بجنبانند لب گردند لال 310 چند با اين ناكسان بىفروغ * باده پيمائى دروغ اندر دروغ وارهان خود را ازين همصحبتان * جمله مهتابند و دين تو كتان صحبت نيكانت ار نبود نصيب * بارى از همصحبتان بد « 2 » شكيب فصل فى ذم من تشبه بالفقراء السالكين و هو فى زمرة الاشقياء الهالكين نان و حلوا چيست اين اعمال تو * جبه‌ى پشمين رداء و شال تو اين مقام فقر « 3 » خورشيد اقتباس * كى شود حاصل كسى را در لباس زين ردا و جبه‌ات اى كج نهاد * اين دو بيت از مثنوى آمد به ياد : « ظاهرت چون گور كافر پر حلل * وز درون قهر خدا عز و جل » « از برون طعنه زنى بر بايزيد * وز درونت ننگ ميدارد يزيد »

--> ( 1 ) - نخ : زنار ( 2 ) - نخ : نكيب ( 3 ) - نخ : فخر