الشيخ البهائي العاملي

شرح زندگى 13

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )

و تفسير فاتحه را از تفسير موسوم بعروة الوثقى تأليف او خواندم و دو شرح او را بر دعا و صباح و دعاى هلال از صحيفه‌ى سجاديه خواندم ، پس بهرات رفتيم كه پدرش و وى در آنجا شيخ الاسلام بوده‌اند و سپس بمشهد بازگشتيم و از آنجا به اصفهان رفتيم « 1 » . صاحب الاعلام ميگويد كه شيخ بمصر و بيت المقدس و دمشق و حلب سفر كرد . صاحب معجم المطبوعات العربية المعربه از قول صاحب الفتح الوهبى ميگويد كه شيخ بمصر رفت و در آنجا با استاد محمد بن ابى الحسن بكرى ملاقات نمود و وى او را گرامى مىداشت و از آنجا بقدس رفت و از آنجا بحلب مسافرت كرد و سپس باصفهان بازگشت : صاحب خلاصة الاثر ميگويد : هنگامى كه در مصر بود با استاد محمد بن ابى الحسن بكرى ملاقات كرد و وى او را بزرگ مىداشت و در ميان آن دو مشاعره ميرفت ، و سپس بقدس رفت ، و رضى بن ابى اللطيف مقدسى حكايت كرد كه وى از مصر مىآمد و جامه‌ى جهانگردان در بر داشت و خويشتن را پنهان ميكرد و فروتنى مينمود ، از او خواستم كه چيزى از وى آموزم ، گفت به شرط آنكه نهفته بماند و هندسه و هيأت را برو خواندم و سپس بشام و از آنجا بايران رفت و چون بدمشق رسيد در محله خراب در سراى يكى از بازرگانان بزرگ فرود آمد و حافظ حسين كربلائى قزوينى يا تبريزى ساكن دمشق مؤلف روضات در مزارات تبريز نزد او رفت و شعر خود را بر وى خواند و ميل ديدار حسين بورينى داشت و آن بازرگان ويرا بخانه‌ى خود خواند و با هم ملاقات كردند و عده‌ى زيادى از دانشمندان شهر را در آن مهمانى دعوت كرد و بهائى در آن مجلس جامه‌ى جهانگردان پوشيده بود

--> ( 1 ) - گويا در ماه محرم سال 1008 هجرى قمرى بوده است زيرا در صدر يكى از غزل هاى فارسى خود در كشكول نوشته است : « در ماه محرم سال 1008 در اثناى بازگشت از سفر مشهد رضوى » .