صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

87

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

براى توضيح بيشتر مثالى ذكر مىشود : طبيبى را درنظر مىگيريم كه در كار مداواى بيمارى است . اين طبيب مصرف دواهائى را براى مريض توصيه مىكند و آنها را مىستايد - نه بخاطر اين‌كه آن دوا خود موردنظر است و چيزى پسنديده مىباشد و درنظر او برتر از شفا و صحت است - بلكه جهت اين‌كه طبيب به مدح و ثناى دوا بسنده مىكند و تعريفى از صحت و شفا نمىنمايد اين است كه مصرف دوا خود شفاآور است . و مريض را نمىبايد تا باوجود مصرف دوا از طرف او حتما شفاجوى نيز باشد ؛ چرا كه پس از صرف دارو و آماده‌سازى مريض براى پذيرش صحت ديگر وجود آن به چيزى جز افاضه‌ى آن از مبدء فياض بستگى ندارد . اعمال و دستورات شرعى نيز علاجگر بيمارىهاى دلهايند - كه بيشتر مردمان از آنها غفلت دارند - و كمتر كسى را دست دهد كه وجه مناسبت و ربط ميان دستورات شرعى و ميان تخلّق به اخلاق فاضله را دريابد . طائفه‌اى فريب همين معنى را خورده و به بىبندوبارى گرائيده‌اند ، مىگويند : خداوند بىنياز از عبادتهاى ماست ، او را از نماز و حج ما چه فائده‌اى عائد گردد ؟ و چه نيازى دارد كه تا از ما وام گيرد ؟ و معنى اين آيه چيست كه مىفرمايد : « كيست كه خداى را قرض الحسنه دهد » و اگر او مىخواست مساكين را اطعام كند ، خود مىكرد و نيازى نيست تا ما دارائىهاى خود را صرف آنها كنيم . همين شبهه را خداوند در قرآن كريم از زبان كفار بازگو مىفرمايد « 7 » : « وقتى به آنان گفته شود از آنچه خداوند شما را روزى فرموده است انفاق كنيد آنان كه كفر ورزيده‌اند به آنان كه ايمان آورده‌اند گويند : آيا ما كسانى را اطعام كنيم كه اگر خداوند مىخواست خود اطعامشان مىفرمود ؟ ! » ، و باز خداوند تعالى از زبان آنان نقل مىكند « 8 » : « اگر خداوند مىخواست ، نه ما ، و نه پدرانمان

--> ( 7 ) - وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ . [ سوره يس 36 / 47 ] ( 8 ) - لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا . [ سوره انعام 6 / 148 ]