صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
78
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
خداوند چيزى را بيهوده نيافريده ، بلكه هر قوه و غريزهاى را هدف و غايتى است كه طبعا بسوى آن مىرود و لاجرم لذتش در رسيدن به مقتضا و هدف خود است ، و نرسيدن به آن براى او درد و ناراحتى است . مثلا غريزهى غضب بخاطر انتقام و خالى كردن دل خلق شده و دفع آنچه كه با جسم محل اين غريزه ضديت دارد ؛ و غريزهى شهوت براى جلب آنچه كه با بدن مناسبت دارد . و لذت هركدام از غرايز قواى باطنى و ظاهرى نيز در رسيدن به هدف و خواست و غرض از خلقت خود است و ناراحتى وى در ضد چنين حالت مىباشد . به همين روال انسان را غريزهايست عقلى كه بينش باطنى و لطيفهى ربّانيش نامند ، اين غريزه خلق شده تا بوسيلهى آن حقائق امور و ماهياتشان دانسته شود . پس مقتضاى طبع اين غريزه و هدف و لذت آن معرفت و علم است ، همچنانكه هدف و لذت هركدام از ديگر غرائز رسيدن به مقتضاى خود بود . از اينروست كه وقتى انسان را بخاطر دانشى ثنا گويند او را خوش آيد ، حتى اگر دانش مورد مدح چيزى كمارزش چون بازى شطرنج و يا چيزهائى شبيه آن باشد ، اين خوشآمد بخاطر لذت علم است . و روشن است كه در فنون علمى نيز لذت علم بافندگى و خياطى چون لذت علم سياست ملك و تدبير امور مردم نيست ، و همچنين لذت دانستن قواعد زبان و شعر چون لذت علم به منطق و نجوم نباشد ، بلكه لذت هر علمى به قدر شرافت معلوم اوست ، و معلومات كليّهى باطنى و روحانى شريفتر از معلومات جزئى ظاهريند ، پس علم به بواطن امور و اصول و حقائق آنها برتر و شريفتر از علم به ظواهر و شاخهها و عوارض آنهاست . حال اگر معلوم مورد توجه حقيقت حقائق بود و اصل موجودات است و كاملتر و شريفتر آنها ، بدون شك علم به او لذيذترين علوم خواهد بود و شريفترين و پاكيزهترينشان . اكنون بنگريم كه آيا در عالم هستى چيزى شريفتر و عظيمتر و برتر از