صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
142
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
شهوات آنان شركت مىجويد و آنان را در غفلتها و نادانىهاشان كمك مىنمايد ، خود منافقى ملعون است و دشمنى مرخدا و رسول و امامان - عليهم السلام - را و ضد هر سالك و خداشناس ؛ چرا كه روش او خلاف روش آنان است و ازين جهت پيش آنان زشت نمايد ؛ و هرگز التفاتى برو ندارند و فكر خويش را از توجه به چنين شخصى پاك مىسازند و ديدگان و گوشهاى خود را از ديدن روى و شنيدن احوال او بازمىدارند . و بيشتر كسانى كه در صومعه نشينند تا انگشتنما شوند و در خانقاهها مانند تا نامشان به زهد و كرامات منتشر گردد ، احمق و ناقص و ملعونند و به زنجير شهوتها بسته و محبوس . خوشا آن متقى جهادگر را كه از انگشتنمائى رهيده است ، و خاكش بر سر كه در صومعهها نشسته تا ازين راه براى نيازهاى خود وسائلى فراچنگ آرد . خزانههاى پيامبران پنهان و گنجهاشان مهر خورده است و خداوند اهل عرفان و بندگان خاص خود و دوستانش را از شناخت اهل دنيا و بردگان شهوت برتر داشته است و رتبهى آنان فراتر از آنست كه فكر نادانان و طبايع سفلگانش توانند دريافت . اينان به حجاب عزت اندرند و در كاخ كبريائى از شناخت اهل فساد پنهانند ، تنها به عبادت پروردگارشان و تقرب بسوى او مىپردازند و ديگر مردمان چون بقيهى حيوانات و جملهى كائنات به خدمت اينان ايستادهاند ؛ چرا كه اينان هدف هستى و ثمرهى ايجادند و ديگران زمينهساز وجودشان و خادمان و كمككارانى كه تا اين افراد به معرفت خدا و مقام شهود نائل آيند . همچنانكه درضمن آثار نبوى و اخبار الهى آمده است كه آن صاحب فضيلت ربانى كه كلام خداوندش نشان « وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا » زده ، و تاج خلافتش در پهنهى « إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ » بسر نهاده و رداى حكمت و فصل الخطابش در مملكت « وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ » بتن كرده ، چون خاشعانه از حضرت رب العالمين از سبب خلقت مىپرسد از پشت