صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

140

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

دورى از آن را ندارند ، چون خودشان مورد پرسش خواهند بود « كه چرا به ديگران چنين دستور مىدهيد و خود را فراموش مىكنيد ؟ ! » . ازين‌رو درد همه‌گير شده و بيمارى بالا گرفته ، و دوا پىبريده است ، و نه‌تنها نبود طبيب موجب هلاكت شده كه طبيبان خود به فريبكارى پرداخته‌اند . فصل [ 9 ] چرا نيكان از بدان و خردمندان از نادانان شناخته نمىشوند بيشتر مردمان چون به مرتبه‌ى كمال نرسيده‌اند و احوال مردان نشناسند بس باشد كه رذائل نزد آنان فضائل نمايد و سفسطه را حكمت پندارند و بىباكى را شجاعت و بىلياقتى را تواضع انگارند . چرا كه سفسطه‌گران و فريبكاران سخنان حكيمانه را بر زبان رانند و گاهى حتى گفته‌هاى آنان را طوطىوار از برسازند ، بدون اين‌كه از معانيشان خبرى داشته باشند و يا از نتايج و آثارشان بهره‌مند توانند شد ، بلكه هدف آنان تنها خواسته‌هاى نفسانى است ، همچون شهوت و ريا و برترىجوئى و بدست آوردن مقامى بىارزش و مرتبه‌اى نزد عوام و ناقصان . اينها در نشستها ازين بافته‌ها بر زبان رانند و آنچه را چون پوسته‌هائى از ته‌مانده‌هاى گذشتگان است به صورت سكه‌هاى رايج به كوران و گمراهان نمايانند ؛ به كسانى كه خبرى از متاع حكماء و فضلاء ندارند و نشانهاى مردانگى را از زيورآلات زنان بازنشناسند ؛ ازين‌رو دروغپردازىهاى خيالى و اوهام شيطانى را برترين مقصد عرفانى پندارند و نقطه‌ى اوج مطالب كشفى انگارند . درصورتىكه در هيچ بخشى از مقاصد دينى آنان را علمى يقينى بدست نيامده و جانهاشان آرامشى علمى نيافته است ، و مرتبه‌اى از عرفان در حقائق ايمان از علم به خدا و احوال مبدء و معاد را نچشيده‌اند و خبرى از علم نفس كه نردبان شناخت حق و ديگر دانشهاى يقينى و معارف حقه است ، ندارند ؛ و بلكه آنان را به هيچيك از اشياء كلى و عظائم امور الهى اطمينانى نيست و به يقيينات جاودانه