صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

119

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

مبدء همه‌ى حركتها و سكونها در اجسام عالى و سافل ، آسمانى و زمينى ، همان عشق واحد احد است ، و شوق به معبود صمد . اما آنان كه در پرتگاههاى نادانى سقوط كرده و در بيابانهاى غفلت سرگردان و به فراچنگ آوردن متاع عالم ماده مشغولند ، از فرط جهالت و بلاهت ، هدف خود را در عبادت و ديگر حركاتشان لذتها و شهوتهاى آخرت قرار دهند ؛ چرا كه آنها را هميشگى و لذيذتر از عالم دنيا دانند ؛ چنين كسانى را نسزد كه به عشق مولى و اصل گردند و درشمار بندگان او بشمار آيند - كسانى كه منبع عشق معبودشان را كه چشمه‌ى تسنيم از رشحات نعيم آن مىجوشد به اميد بهشت و ترس از دوزخ آلوده نسازند - اينان در واديى ديگر و آنان بواديى دگرند : طفلان ره نشسته با مدجوى شير * عارف بجستجوى مى لاله‌گون رود و چنين وارد شده كه « اكثر اهل الجنة البله » . توضيح اين معنى متناسب با فهم اكثريت چنين است : هدف از بوجود آمدن كائنات و نتيجه‌ى وجود ممكنات جز شناخت حق تعالى نيست كه عقل و نقل برين معنى گواهند . و هر موجودى چون نسبت بدين مقصد سنجيده شود ، درجه‌اى از درجات قوت و ضعف را نسبت به آن داراست ؛ زيرا كه اين شناخت در طبع همه‌جاگير است ، گو اين‌كه بسيارى از خلائق متوجه آن نباشند ، و يا حتى برخى آن را منكر گردند . خداوند فرمايد « 1 » : « چيزى نيست مگر آن‌كه تسبيح او گويد ، ولى شما تسبيح آنان را نمىفهميد » . پس حضرت واجب حق بحكمت كامله‌ى خود برحسب آنچه در طبع آنان جاى دارد بر آنان مسلط است ، نظر به عشق و شوقى كه اينان به خير حقيقى و لذت برتر دارند و به مقدارى كه ظرف وجودشان قابليت گرفتن از چشمه‌ى كمال وجود را دارا باشد . و سبب اينكه چنين چيزى در طبيعت همه‌جا داده شده اين است كه

--> ( 1 ) - وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ . [ سوره اسراء 17 / 44 ]