صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
108
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
خود را بانديشه « كه در آينده چنين كنم » اندازد گويد : « روزها و سالها در پيش است ، و تو در پايان عمر به عمل پردازى » تا ناگهان مرگش فرارسد . بزرگى گويد : من در راه خدا مجاهدت كردم ، شيطان فرامن آمد تا تنهائى و مجاهدتم را برهم زند ، و گفت : « تو مردى عالم و پيرو آثار رسول اللهى ( ص ) و اگر در طلب آثار از مشايخ و حافظان احاديث پيامبر باشى براى تو بهتر ازين است ، و اگر برين مجاهدت مداومت كنى سندهاى عالى حديث بدست نيارى » . نزديك بود فريب وسوسهى او را بخورم كه هاتفى مرا ندا داد : « آن را كه خبرها را بىواسطه مىشنود ، حرام است با واسطه شنود » ، و سخن شيخ محمد بن حسين سلمى بخاطرم آمد كه در آخر عمر خود گفت : « از خداوند تعالى بخاطر دانشهاى خود و از زخارف دنيا بخشش خواهم » . دانستم كه آنچه بخاطرم رسيده بود وسوسه بوده است ، آن را دور كردم ، و آگاهى يافتم ؛ پس به وسوسهاى ديگر گرائيد : « كه چه نيكو حيلتها و وسوسهها را مىشناسى ، اگر اينها را در نوشتارى فراهم آرى و نامش « آنچه مريد را فرا مىگيرد » نهى ، از ذخائر آخرت تو خواهد بود ، تا خداجويان بدان چنگ يازند و بوسيلهى آن از كيدهاى شيطان رها گردند » . مدتى برين همت گماشتم ، و بجمع اينها پرداختم ، استادم مرا آگاه ساخت كه اينها از كيدهاى شيطان است تا وقت و ذكر و گرمى قلب را از تو بازگيرد ، پس بيدار گشتم و رها كردم . حاصل اينكه شخص جهادگر را خواطر چون سيلى بنيان كن فراز آيند و در ابتداى كار او را لازم است كه پرهيز كند ، و در آخر كار خواطر را از هم باز