صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

98

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

قلب را آنچنان فراگيرد كه متوجه امور دنيا نگردد ، تا مگر چندبار به گوش او فرو خوانند ؛ همچون عاشق بيخودى كه به زبان با مردم سخن گويد ولى در نهانگاه جان خويش با معشوق محشور است . از برون درميان بازارم * وز درون خلوتيست با يارم و ديگر از نشانه‌ها دائما در راه دوست بودن و بوسيله‌ى نوافل تقرب به او جستن است ، و پىجوئى آنچه كه درجه‌ى او را نزد محبوب بالا برد ، و همچنين مقدم داشتن خواستهاى او بر خواهشهاى خود . چنين كس دانش و پاكى را جويد و از پيروى هوى دورى كند و لشكريان شيطان را كه شهوت‌پرستان و دنياجويانند دور كند ، كه دنيا كشور شيطان است . پس آن‌كه خداى را دوست دارد معصيت او نكند همچنان‌كه ابن مبارك گويد : خدا را عصيانگرى و اظهار دوستى او مىكنى . بجانم قسم كه اين كارى شگفت است . اگر دوستيت راست بودى فرمانش مىبردى ، كه دوست فرمانبر دوست خود باشد . درينجا سؤالى پيش مىآيد كه آيا گناه به اصل محبت ضررى مىرساند ؟ در جواب بايد گفت : كه به اصل آن ضررى نمىرساند ولى با كامل شدن آن منافات دارد ، چه بسيار ديده مىشود بيمارانى كه سلامتى خود را دوست مىدارند ولى چيزهائى كه به حالشان مضر است ، مىخورند ؛ پس بمحض ارتكاب گناهى محبت خدائى از بين نمىرود ، البته گناه ، او را از كمال گرفتن محبت وامىدارد . گواينكه گناه فراوان اصل محبت را از بين مىبرد ، همچون نادانى فراوان كه با اصل علم منافات دارد ؛ و غرقه گشتن در شهوات ، بطورى كه به صورت مهر و زنگارى بر قلب گردد ، مانع آن خواهد شد كه صورت حق در آن مشاهده شود ، كه بعضى از اهل دل گفته‌اند : ايمان اگر در رويه‌ى قلب باشد