أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 25

ظفرنامه ( فارسى )

شاهنامه ج 4 ص 3 : از ايشان يكى بود فرزانه‌تر * بپرسيد از او از قضا و قدر چنين داد پاسخ كه جوينده مرد * جوان و شب و روز در كار كرد بود راه و روزى برو تار و تنگ * بجوى اندرون آب او با درنگ يكى بىهنر خفته بر تخت بخت * همى گل فشاند برو بر درخت چنين است رسم قضا و قدر * ز بخشش نيايى به كوشش گذر اما در آن جا كه فردوسى پندنامهء بزرگمهر را به نظم آورده است « 1 » قول بزرگمهر در اين باب با آن چه در ظفرنامه آمده سازگارتر است : وزان پس بپرسيد كسرى از اوى * كه اى نامور مرد فرهنگ جوى بزرگى به كوشش بود يا ز بخت * كه يابد جهاندار از او تاج و تخت چنين داد پاسخ كه بخت و هنر * چنانند چون جفت با يكديگر چنان چون تن و جان كه يارند و جفت * تنومند پيدا و جان در نهفت همان كالبد مرد را كوشش است * اگر بخت بيدار در جوشش است به كوشش بزرگى نيايد به جاى * مگر بخت نيكش بود رهنماى ترجمهء فارسى اين قسمت از پندنامهء بزرگمهر چنين است : 56 - چيزى كه به مردمان رسد به بخت بود يا به كنش ؟ بخشش و كنش با يكديگر چنان‌اند كه تن و جان ، چه تن بىجان كالبدى بيكار است و جان بىتن باد ناگرفتنى است ، و چون با يكديگر آميخته باشند نيرومند و

--> ( 1 ) . شاهنامه چاپ امير بهادرى ج 4 ص 28 .