أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 20
ظفرنامه ( فارسى )
« . . . در روزگار انوشروان عادل هيچ « 1 » چيز از حكمت عزيزتر نبود و حكماى آن عصر همه متقى و پرهيزگار بودند . يك روز انوشروان ابوزرجمهر را طلب كرد و گفت مىخواهم سخنى چند مفيد در لفظ اندك و معانى بسيار جمع سازى چنان كه در دينى [ چنين ! ظاهرا دنيى ] و عقبى سودمند باشد . ابوزرجمهر يك سال مهلت خواست و اين چند كلمات را جمع كرد و ظفرنامه نام نهاد و به نزد انوشروان [ چنين ! ] برد او را خوش آمد و شهرى در اقطاع او بيفزود و فرمود كه اين كلمات به آب زر نوشتند و دائم با خود مىداشت و اكثر اوقات به مطالعهء اين كتاب مواظبت مىنمود . « ابو زر جمهر زبان بگشاد و گفت از استاد خود استفادت مىنمودم و او جواب مىگفت « 2 » گفتم اى استاد از خدا . . . گفت . . . » در نسخهء كتابخانهء ديوان هند ( اينديا آفيس ) به نشان 2173 « 3 » آمده است : . . . بدان كه آوردهاند كه روزى نوشيروان عادل كه خواجه بزرجمهر
--> ( 1 ) . مطالب منقول به رسم الخط جديد مبدل شده است ، رش : نمونهء سخن فارسى گرد آوردهء دكتر مهدى بيانى ( تهران 1317 ش ) ص 70 . ( 2 ) . بر طبق اين روايت معلوم مىشود كه بزرگمهر پس از سالى كه براى گردآورى اين سخنان مهلت خواسته بود پرسشها و پاسخهاى خود و استاد ( ؟ ) خود را جمع كرد و به نزد خسرو انوشروان برد . ( 3 ) . در نسخهء اينديا آفيس 1610 ( رش : فهرست نسخههاى فارسى كتابخانهء ديوان هند - اينديا آفيس - لندن ) تأليف هرمان اته ( اكسفرد 1903 ) و نسخهء موزهء بريتانيا به نشان 8994 به تقريب همين روايت ثبت است . از نسخههاى مذكور فقط در اين مقدمه استفاده شده است .