أبو علي سينا

21

ظفرنامه ( فارسى )

نيكو « 1 » و « 2 » صحبت بزرگان « 3 » و « 4 » نيكى « 5 » ديدن از دوستان « 6 » و « 7 » گرمابهء « 8 » معتدل و بوى خوش « 9 » .

--> ( 1 ) . ش : و ديدار . م : آواز خوش . در ح دو جزء جامهء نرم و ديدار نيكو درهم ريخته شده و به صورت جامهء نيكو درآمده است . ( 2 ) . ج : اين حرف را ندارد . ( 3 ) . ش و س و ت و م : نيكان . اين دو كلمه در ح نيامده است . ( 4 ) . ح : اين حرف را ندارد . ( 5 ) . اين جزء در ح و ش نيامده است . ( 6 ) . اين جزء در ح و ش نيامده است . ( 7 ) . ج : اين حرف را ندارد . ( 8 ) . ش : حمام . ( 9 ) . ح : و بوى خوش و كارخانه بر است داشتن و ديدار دوست خالص . پس از اين بار ديگر پرسش و پاسخى كه بالاتر نقل شده و چنين شروع مىشود : « گفتم چه بايد كرد تا مردم مرا دوست دارند . . . » تكرار گشته و رساله با كلمات زير پايان يافته است : و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على خيز خلقه محمد و آله الطاهرين . اما آخرين حكمت متن در نسخهء د چنين آمده است : گفتم مرا چه چيز سود دارد گفت جامهء سفيد و بوى خوش و ديدن آب و سبزه و ديدار دوستان در تنعم و خوشى و رفتن در باغ و بوستان و ديدن صورت خوب و دريافتن بزرگان دين از مرده و زنده و در گرمابه [ چنين ! ] رفتن و به آب معتدل ، اندام شستن و خود را از عشرت نگاه‌داشتن و پيوست هر شب وقت خفتن آب گرم خوردن و بعد از آن آب سرد نخوردن . اين چيزها را دوست بداريد كه فوايد بسيار دارد هر كه بدين گفتارهاى ارسطاطاليس [ چنين ! ] كار كند او عالم وقت باشد و به كسى محتاج نگردد ، انشاء اللّه تعالى . در نسخهء م پس از اين حكمتهائى هست كه در نسخهء ح و ج و ع و س و گ و ت و د نيامده و در ش به نام لقمان حكيم ضبط شده است . در پايان نسخهء ش پس از نقل سؤال‌هائى كه از لقمان كرده‌اند و پاسخ‌هاى وى اين عبارت آمده است : تم الرسالة الموسوم [ چنين ! ] به ظفرنامه و الحمد للّه ربّ العالمين .