أبو علي سينا

16

ظفرنامه ( فارسى )

جهان از كجاست ، گفت بدانك حق تعالى حرص و آز و غافلى در دل مردم نهاد . گفتم « 1 » از خوىها چه « 2 » گزينم تا هيچ جاى « 3 » غريب نباشم ، گفت از تهمت « 4 » دور شو و كم آزار باش « 5 » و ادب به جاى آور « 6 » . گفتم « 7 » علم به چه پاينده « 8 » است ، گفت بدانك علم بدين جهان و بدان جهان بزرگى داده است . گفتم « 9 » عبادت « 10 » چند بهره است ، گفت سه بهره است « 11 » ، يكى بهرهء تن به عمل كردن « 12 » ، دوم بهرهء زبان به ذكر كردن « 13 » ، سوم بهرهء دل به فكر كردن « 14 » . گفتم « 15 » حق مهتر « 16 » بر كهتر چيست « 17 » ، گفت آنك رازش نگاه « 18 »

--> ( 1 ) . از گفتم چه چيز است . . . تا اين جا چنان كه پيش از اين اشاره كرديم از نسخه‌هاى ديگر سقط شده است . ( 2 ) . چنين است در ح . ع و گ و س : خوى خوش كدام . ج : گفتم كدام . . . ( 3 ) . چنين است در ح . ساير نسخ : در غربت . ( 4 ) . چنين است در ح و ج و س و د . ع : تهمت زده . ( 5 ) . ح : كم آزارى پيش گير . ( 6 ) . د : ادب همه وقت نگاه‌دار . ( 7 ) . اين حكمت فقط در ح آمده است . ( 8 ) . در اصل : بايند . ( 9 ) . اين حكمت در ح بدين جاست و در نسخه‌هاى ديگر مؤخر . س از اين جا تا « گفتم نشان . . . » را ندارد . ( 10 ) . چنين است در ح و د . و ع و گ : عبادت را . ( 11 ) . چنين است در ح . ساير نسخ : سه بهره . ( 12 ) . چنين است در نسخهء ج . ع و د : عمل . ت : و آن عمل كردن است . ( 13 ) . چنين است در نسخهء ج . ح و ع و د : ذكر . ت : و آن ذكر گفتن است . ( 14 ) . چنين است در نسخهء ج . ع و د : فكر . ت : و آن ذكر كردن است . ح : بهره دل فكر و بهره زبان ذكر و بهره تن عبادت ( ! ) ( 15 ) . اين حكمت در ح مقدّم بر حكمت اخير است و در نسخه‌هاى ديگر مؤخر . ( 16 ) . ح : پادشاه . ( 17 ) . ح : چند است . ( 18 ) . چنين است در ح . ساير نسخ : نگه .