عبد الحسين بينش
22
نگاهى نو به جنگهاى صليبى ( فارسى )
آن جند / لشكرگاه ) شام از ناحيهء غرب است . طول آن براى سواره مدت سه روز است . آغاز آن از رفح از سوى مصر و پايان آن الّلجون از سوى غور است . عرض آن نيز از يافا تا اريحا حدود سه روز است ، بيشتر آن كوهستانى و دشت در آن كم است » « 1 » . مهمترين شهر فلسطين بيت المقدس است . مسلمانان براى اين شهر فضايل بسيارى قائلاند ؛ و قداست مسجدش را همسنگ قداست مسجدالحرام و مسجدالنبى مىدانند « 2 » . در زبان فارسى زيباترين توصيف را از - بيت المقدس ناصر خسرو قباديانى - شاعر و نويسندهء سدههاى چهارم و پنجم هجرى - دارد كه مىنويسد : « سواد و رستاق بيت المقدس همه كوهستان است ، همه كشاورزى و درخت زيتون و انجير و غيره تمامت بى آب [ ديم ] است و نعمتها فراوان و ارزان باشد . و كدخدايان باشند كه هر يك پنجاه هزار من روغن زيتون در چاهها و حوضها پر كنند و از آنجا به اطراف عالم برند . و گويند به سرزمين شام قحط نبوده است و از ثقات شنيدم كه : پيغمبر ، عليه السلام و الصلاة ، را به خواب ديد يكى از بزرگان كه گفتى : يا پيغمبر خدا ! ما را در معيشت يارى كن » . پيغمبر ، عليه السلام ، در جواب گفتى : « نان و زيت شام بر من » . اكنون صفت شهر بيت المقدس كنم : شهرى است بر كوهى نهاده و آب نيست مگر از باران ، و به رستاقها چشمههاى آب است ، اما به شهر نيست . و شهرى بزرگ است كه آن وقت كه ديديم بيست هزار مرد در وى بودند و بازارهاى نيكو و بناهاى عالى ، و همهء زمين شهر به تخته سنگها فرش انداخته و هركجا كوه بوده است و بلندى ، بريدهاند و هموار كرده ، چنان كه چون باران بارد همهء زمين پاكيزه شسته شود . و در آن شهر صنّاع بسيارند و هر گروه را رستهاى جدا باشد . و جامع آن مشرقى است و با روى مشرقى شهر با روى جامع است » « 3 » .
--> ( 1 ) . معجم البلدان ، حموى ، ياقوت ، دارصادر ، بيروت ، 1399 ه ( 1979 م ) واژهء فلسطين . ( 2 ) . در اهميت اين مسجد همين بس كه پيش از تعيين كعبه به عنوان قبله ، مسلمانان به سوى آن نماز مىگزاردند . دربارهءفضايل شهر بيت المقدس پس از فتح آن به وسيلهء صلاح الدين ايوبى كتابهاى بسيارى نوشته شد ، تا بدين وسيله توّجه مسلمانان به آن جلب گردد و در مقابل صليبيها از آن دفاع كنند ( ر . ك . فضائل بيت المقدس ، ضياءالدين محمدبن عبدالواحد بن احمدمقدس حنبلى ، دارالفكر ، دمشق ، سوريه ، 1405 ه ، ص 26 - 27 ) ( 3 ) . سفرنامهء حكيم ناصر خسرو قباديانى ، به كوشش محمد دبير سياتى ، كتاب فروشى زوّار ، تهران ، 1356 ، ص 35 - 36 .