عبد الحسين بينش
20
نگاهى نو به جنگهاى صليبى ( فارسى )
اما چندى بعد « خاورميانهء بزرگتر » جايگزين خاورميانهء جديد شيمون پرز شد و بارديگر الزامات راهبردى - امنيتى در قالب جغرافياى راهبردى ( ژئو پليتيك ، جغرافياى سياسى و ژئو اكونوميك و جغرافياى اقتصادى وانرژى ) به شكل عريان و برهنه مورد تاييد قرار گرفت . از سالهاى 1996 و 1997 موضوع « خاورميانهء بزرگتر » و جايگاه آن و راهبرد امنيت ملى ايالات متحده درقرن بيست و يكم به طور جدى مطرح شد . در اين رويكرد در « ارزيابى راهبردى 1998 » منافع ايالات متحدهء آمريكا در منطقهء خاورميانهء بزرگتر كه شمال آفريقا ، تركيه ، اسرائيل و افغانستان را نيز شامل مىشد ؛ به ترتيب : تأمين نيازهاى انرژى ؛ مقابله با ايران و عراق ؛ صلح اعراب و اسرائيل ؛ و ممانعت از فروپاشى نظامهاى درهم گسيخته و در آستانهء اضمحلال معرفى شد » « 1 » . « آدام گار فنيكل » از « انستيتو تحقيقات سياست خارجى » طى يك سخنرانى ، خاورميانهء بزرگتر را شامل جهان اعراب ، اسرائيل ، تركيه ، ايران ، آسياى ميانه و قفقاز مطرح نمود . اما « لسر » ، « ناردولى » و « ارغوان » در كتاب « ريشههاى بحران در خاورميانهء بزرگتر » اين منطقه را شامل شمال آفريقا ، تركيه ، فلسطين ، خليج فارس و حاشيههاى اين مناطق ؛ يعنى آسياى ميانه و قفقاز ، مطرح مىكنند و منافع آمريكا را در اين منطقه تا سال 2025 در شش محور چنين مطرح مىنمايند : 1 . ادامهء حيات اسرائيل و فرايند صلح خاورميانه ؛ 2 . دسترسى به نفت ؛ 3 . ممانعت از به قدرت رسيدن هژمون منطقهاى چالشگر ؛ 4 . ممانعت از گسترش سلاح كشتار جمعى ؛ 5 . اصلاح اقتصادى و سياسى وثبات كشورها ؛ 6 . كنترل تروريسم « 2 » .
--> ( 1 ) . طرح خاور ميانهء بزرگتر ، حسينى ، حسن ، انتشارات مؤسسهء فرهنگى مطالعات و تحقيقات بين المللى ابرار معاصر تهران ، 1383 ، ص 31 - 32 . ( 2 ) . همان مأخذ ، ص 32 - 33 .