احمد احمدى بيرجندى
14
مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى )
مقام برادرى و اخوتش با رسول اللّه ( ص ) مرتبه و صايت و ولايتش ، درجهء تقوا و ايثارش ، آيات الهى كه در حق على ( ع ) ، به اتّفاق بيشتر مفسّرين ، نازل شده است ؛ شجاعت و جهادش در جنگهاى بدر و حنين و احزاب - كه ضربت شمشيرش برتر از عبادت انس و جنّ شمرده شد - و جنگ خيبر - كه بسيارى گردن كشيدند تا رسول خدا ( ص ) پرچم را به آنان دهد ولى اين فضيلت نيز خاصّ على ( ع ) شد كه پيامبر ( ص ) فرمود : لأعطيّن هذه الراية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله يفتح اللّه على يديهء . . . « 5 » حقايقى است كه كسى را ياراى انكار آنها نيست . ايستادگيش در برابر ناكثين و قاسطين و مارقين و آنان كه مىخواستند دين اسلام را از مسير اصلىاش منحرف سازند و به وادى انحراف و امتيازات طبقاتى و سنن ملغى شدهء جاهلى بكشانند - تا سرحد جان - حقيقتى است روشن . حلم و صبر و سكوتش ، در مدّت بيست و اند سال به خاطر مصالح كلّى اسلام و مسلمين ، در حالى كه « خار در چشم و استخوان در گلو » بوده ؛ مطلبى است دردناك و شگفتانگيز كه تاريخ هرگز آن را فراموش نخواهد كرد . على ( ع ) در آن گردبادهاى اغراض و جهالت و طوفانهاى كينهتوزى و مطامع دنيوى ، ناشناخته بود و سخنان آتشين و زلال و مواعظ از دل برخاستهاش در دلهاى قسوت گرفته و سنگين ، كمتر اثرى مىكرد تا جايى كه على ( ع ) سر در بيابانها مىنهاد و درد دل خود را تنها با خواص اصحابش در ميان مىگذاشت يا در سكوت عميق چاهها فرو مىگفت . على ( ع ) كه چشمههاى حكمت و دانش از ستيغ كوهساران شخصيّت والايش ريزان بود و مىتوانست سعادت دو جهان را براى همگان به ارمغان آورد ؛ على ( ع ) كه به راههاى آسمان از راههاى زمين آشناتر بود ؛ على ( ع ) كه از شميم روحپرور وحى محمدى ( ص ) بهرهياب شده بود و از كودكى در آغوش پر مهر نبوت پرورش يافته بود ؛ على ( ع ) كه عادلترين داوران و شجاعترين دلاوران و امير مؤمنان و پناهگاه ستم رسيدگان و دردمندان بود ؛ همچنان ناشناخته ماند و جز تنى چند از ياران وفادارش ، ديگران به ارزش وجودىاش پى نبردند و يا نخواستند پى برند . درد و دريغا كه بدخواهان دنياپرست و كينهتوزان جاهطلب به اين كوردلى
--> ( 5 ) - ر ك : تذكره الخواص ، سبط ابن جوزى ، ص 38