پژوهشكده تحقيقات اسلامى

62

مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )

دو لشكر ، مقابل هم صف آرايى كردند . حضرت على ( ع ) فرمود جنگ را آغاز نكنيد تا با دشمن اتمام حجت كنم . آن گاه ابن عباس را خواست و به او فرمود : اين قرآن را نزد طلحه و زبير ببر ، و آنان را به قرآن و حكم آن دعوت كن و به آن دو بگو : مگر شما به ميل و اختيار با من بيعت نكرديد ؟ پس چه چيز شما را به پيمان شكنى وادار كرد ؟ اين كتاب خدا ميان من و شما داور است . ابن عباس مذاكرات مفصّلى كه در اين باره با سران دشمن انجام داده نقل كرده و مىگويد : هنوز از جايم براى بازگشت نزد امام حركت نكرده بودم كه ديدم تيرها همچون ملخهاى پراكنده به سوى ما مىآيد . با اين حال ، امام جنگ را آغاز نكرد و جوانى ديگر را براى اتمام حجت به ميدان فرستاد و چون او را تيرباران كردند ، جنگ آغاز شد . « 1 » جنگ با پيروزى امام پايان يافت و سپاه آن حضرت پيروزمندانه وارد بصره شد . فرماندار بصره پس از جمل ، امام در جستجوى فرد مناسبى براى تصدى مقام استاندارى بصره برآمد . پس از مشورتهاى زياد ، ابن عباس را والى آنجا قرار داد و رهنمودهاى بسيارى در زمينهء ادارهء آنجا و برخورد با مردم بيان كردو هنگام معرفى او به اهل بصره ، در خطبه‌اى فرمود : . . . اميدوارم او را ( ابن عباس ) شخصى عفيف ، متقى و با ورع بيابم و من او را والى قرار ندادم مگر آنكه او را چنين مىپندارم . . . « 2 » در صفّين با استقرار حضرت على ( ع ) در كوفه ، آن حضرت به جمع‌آورى نيرو و تداركات مشغول شد و آمادگى خود را براى رويارويى با معاويه و دفع فتنه او اعلام كرد . ابن عباس به منظور يارى رسانى به على ( ع ) در اجتماع اهالى بصره به ايراد خطبه پرداخت كه در پى سخنان او مردم با جنب و جوش و شتابان آماده حركت شدند . ابن عباس ، ابوالاسود دوئلى را به جانشينى خود در بصره گماشت و خود با پنج سردار به سوى امام روانه شد و در نخيله به ايشان رسيد . « 3 »

--> ( 1 ) . همان مدرك ، ص 179 - 181 ( 2 ) . جمل ، ص 224 ( 3 ) . وقعهء صفين ، ص 105