پژوهشكده تحقيقات اسلامى

38

مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )

گروه 83 نفره را به جعفر بن ابىطالب سپرد . « 1 » سران قريش با اعزام « عمروعاص » و « عبداللَّه بن ابى ربيعه » به همراه هدايايى براى پادشاه حبشه ، سعى كردند نجاشى را وادار كنند ، مهاجران را به حبشه براند و در صورت عدم موفقيت جعفر را به شهادت برسانند . « 2 » بدگويى از مهاجران ، سبب شد نجاشى از مسلمانان توضيح بخواهد . از اين رو ، مسلمانان در دربار نجاشى حضور يافتند و جعفر بن ابىطالب سخنگوى آنان علت هجرت و سپس فرامين الهى پيامبر ( ص ) را تشريح كرد و آياتى از سورهء مريم را كه موقعيت حضرت مريم و عيسى را روشن مىكرد ، تلاوت نمود . نجاشى و كشيشان با شنيدن آن گريستند و هيأت قريش با ذلت ، شكست خورد و عمرو عاص سمّى را با غذاى لذيذى براى جعفر فرستاد ، ولى جعفر آن طعام را نخورد و از اين توطئه جان سالم به در برد و سفيران قريش با خفت و خوارى به مكّه بازگشتند . « 3 » پيامبر ( ص ) در آغاز سال هفتم هجرى و پيش از رفتن به خيبر ، ضمن تقدير از نجاشى خواستار برگرداندن مهاجران به مدينه شد . با ورود مهاجران به مدينه ، رسول خدا ( ص ) كه در حال برگشت از خيبر بود ، دوازده گام به استقبال جعفر رفت ، او را در آغوش گرفت و پيشانىاش را بوسيد و فرمود : نمىدانم به خاطر كدام يك خوشحال‌تر باشم ، فتح خيبر يا رسيدن جعفر . « 4 » سپس جعفر را در كنار مسجد جا داد و از غنايم فتح خيبر به او و ديگر مهاجران حبشه سهمى بخشيد . « 5 » فرماندهء نبرد موته در سال هشتم هجرى ، پيامبر ( ص ) « حارث بن عمير » را براى دعوت « پادشاه بصرى » به اسلام با نامه‌اى روانه ساخت . پس از رسيدن حارث به موته ، شرحبيل ( حاكم نواحى مرزى شام ) سفير

--> ( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 330 ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 18 ، ص 412 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 283 - 291 ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 363 ؛ بحارالانوار ، ج 19 ، ص 412 - 415 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 312 ( 4 ) . بحارالانوار ، ج 18 ، ص 413 ؛ خصال صدوق ، ص 77 ؛ اعلام الورى ، ص 109 ، دارالمعرفه بيروت ، 1399 ق ( 5 ) . اعيان الشيعه ، ج 2 ، ص 120 ؛ طبقات ، ج 4 ، ص 35 ، 41 ، 106 ؛ مغازى ، ج 1 ، ص 153