پژوهشكده تحقيقات اسلامى
19
مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )
جاريه با ياران خود به سوى عبداللَّه رفت . پس از پيكار سختى چون شورشيان به يكى از خانههاى بزرگ بصره پناه بردند و سنگر گرفتند و جاريه هم از تسليم شدن آنها مأيوس شد ، دستور داد تا خانه را آتش بزنند و در نتيجه رهبر شورشيان ( عبداللَّه حضرمى ) و هفتاد تن از يارانش در آتش سوختند « 1 » و فتنه عبداللَّه پايان يافت . پس از جنگ نهروان ، معاويه ، عمرو عاص را با سپاهى بزرگ به مصر فرستاد و او محمد بن ابى بكر ( حاكم امام ( ع ) ) را با وضع فجيعى به شهادت رسانده ، مصر را متصرف شد . پس از آن بسر بن ارطاة را با سه هزار نفر براى غارت و تصرف شهرهاى حجاز و يمن گسيل داشت . بُسر ابتدا به مدينه حمله كرد و وحشتى عجيب ايجاد كرد و مردم آنجا را به انتقامى كه درتاريخ يادگار بماند ، تهديد كرد . امام كه اخبار ناگوار اين جنايات را شنيد ، در جمع مردم سخن گفت ، ولى هيچ كس به ندايش لبّيك نگفت ، تا جايى كه امام فرمود : . . . تصميم گرفتهام از ميان شما بروم و هيچگاه از شما يارى نخواهم . در اين هنگام جاريه سكوت را شكست و براى اعزام به جنگ با بسر اعلام آمادگى كرد . امام هم ضمن تقدير از او ، او را به فرماندهى دو هزار نفر - و به نقلى هزار نفر - به طرف بصره گسيل داشت و دستور داد تا به همان تعداد نيز از بصره نيرو بگيرد ، جاريه همچنين كرد و سپس به سوى يمن حركت كرد . حضرت على ( ع ) وهب بن مسعود را هم با دو هزار تن از كوفه به يمن روانه كرد و فرمود تا پس از الحاق به هم ، جاريه فرمانده كل نيروها باشد . « 2 » پس از رفتن جاريه به ميدان نبرد ، مردم كوفه از امام خواستند تا فرماندهى براى آنها برگزيند و به كمك جاريه بفرستد . امام در پاسخ فرمودند : من مردى را براى سركوبى بُسر فرستادهام كه جز با يكى از دو كار برنمىگردد ، يا خود به شهادت مىرسد يا دشمن را از منطقه بيرون مىكند . چون بُسر از آمدن لشكر جاريه به سوى يمن آگاه شد پا به فرار گذاشت و به مكه گريخت ، در حالى كه جاريه تا مكه او را تعقيب كرد . در اين موقع خبر شهادت امام را به وى دادند و او
--> ( 1 ) . همان مدرك ، ج 2 ، ص 403 - 408 ( 2 ) . همان مدرك ، ص 412 و 603 و 614 و 623 و 626