پژوهشكده تحقيقات اسلامى

133

مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )

زهير نزد امام رفت و با رويى گشاده و خوشحال بازگشت و دستور داد تا اسباب سفر را پيش امام ببرند و به همسرش گفت : تو را طلاق دادم تا به سبب من آسيبى به تو نرسد . سپس به يارانش گفت : هر كس مايل است با من بيايد و گرنه اين آخرين ديدار ماست . « 1 » بدين گونه او براى مقابله با ظلم امويان در زمرهء ياوران و همراهان امام درآمد . نقش او در كربلا وقتى حرّ از ادامه حركت كاروان امام ( ع ) به سمت كوفه جلوگيرى كرد ، زهير به امام پيشنهاد كرد تا به جنگ لشكر حرّ برود و گفت : چون نيروهاى حرّ اندكند ، مىتوانيم بر آنها پيروزى شويم ، ولى امام حسين ( ع ) فرمود : ما جنگ را شروع نمىكنيم . « 2 » زهير فرماندهى جناح راست را به عهده داشت . « 3 » رشادت‌هاى زيادى از خود نشان داد كه يكى از آنها زمانى بود كه شمر به خيمه امام ( ع ) هجوم آورد و اعلام كرد كه قصد آتش زدن آن را دارد . با گروهى از يارانش به شمر و يارانش حمله كرده ، آنها را از خيمه‌ها عقب راندند . « 4 » صحنهء ديگر ، ظهر عاشورا بود كه زهير و سعيد بن عبداللَّه جلوى امام ( ع ) بايستند تا نماز را برپا كند ، « 5 » آنان تيرها را با جان و دل پذيرا شدند تا امام نماز ظهر را به پايان رساند . سخنان و شعارهاى زهير گفته‌اند : وقتى سپاه دشمن به طرف امام حسين ( ع ) حمله كرد ، زهير كه با سلاح كامل سوار اسب بود ، به استقبال دشمن آمد و گفت : اى مردم كوفه . . . خدا ما و شما را به بازماندگان پيغمبر خويش امتحان مىكند . از پشتيبانى عبيداللَّه دست برداريد . اينان كسانىاند كه بر چشمان شما ميل مىكشند و دست و پايتان را قطع مىكنند ، اعضاى بدنتان را مىبرند و جسدتان را بر درختان خرما آويزان مىكنند و پارسايان و قاريان شما مثل حجر بن عدى را مىكشند .

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 396 ( 2 ) . اعلام الورى ، ص 231 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 187 ( 4 ) . همان مدرك ، ص 194 ( 5 ) . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 17