پژوهشكده تحقيقات اسلامى

108

مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )

گرفت . عبداللَّه در پاسخ نوشت : . . . امروز تو مرا به اين بيعت ( با يزيد ) مجبور مىكنى ، و حال آنكه ما قبل از اين تو و پدرت را مجبور كرديم كه به اسلام درآييد ( و بيعت كنيد ) تا اينكه بىرغبت و از روى اضطرار مسلمان شديد . « 1 » عبداللَّه و امام حسين ( ع ) عبداللَّه در حادثهء عاشورا شركت نداشت و موقع حركت امام حسين ( ع ) از مكّه به كربلا ، ضمن نامه‌اى از امام خواست تا از اين سفر منصرف شود و عون و محمّد ، دو فرزند خود را همراه نامه فرستاد . نظر عبداللَّه اين بود كه از حاكم مكّه براى امام امان بگيرد . حاكم مكّه ، پذيرفت و امان نامه‌اى نوشت و به دست برادرش داد . عبداللَّه و برادر حاكم مكه حركت كردند تا به امام رسيدند ، ولى آن حضرت از قبول امان نامه و انصراف از سفر به كربلا خوددارى كرد . « 2 » با اين حال ، عبداللَّه دو فرزند خود را همراه امام فرستاد و آن دو در ركاب ابا عبداللَّه الحسين ( ع ) به شهادت رسيدند . پس از حادثه كربلا ، با شنيدن خبر شهادت امام و دو فرزند خود گفت : . . . به خدا قسم دوست داشتم در كربلا باشم و جانم را فدايش كنم كه او شايسته است جانها را فدايش كنند . . . و اگر نتوانستم حسين را يارى كنم ، خدا را شكر مىكنم كه فرزندان عزيزم او را با جان خود يارى كردند . « 3 » دانشمندان شيعه عدم حضور محمد بن حنيفه را در كربلا به علت بيمارى و عبداللَّه بن جعفر را به علت عدم علم او به اتفاقى كه خواهد افتاد مىدانند و مىگويند : او نمىدانست كه رفتن امام حسين ( ع ) به كربلا ، آن حوادث را پيش مىآورد . « 4 » سرانجام ، عبداللَّه بن جعفر در سال هشتاد هجرى وفات يافت و جنازهء او به صورتى كم سابقه با حضور بزرگان مدينه ، مردم و فرماندار آن شهر تشييع و در بقيع به خاك سپرده شد . « 5 »

--> ( 1 ) . الغدير ، ج 10 ، ص 241 ( 2 ) . عوالم ، شيخ عبداللَّه بحرانى ، ج 17 ، ص 216 ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 10 ، ص 222 ( 4 ) . شرح حال زينب كبرى ، فيض الاسلام ، ص 51 ( 5 ) . تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 174 ؛ اسدالغابه ، ج 3 ، ص 135